ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤٥٠ - م دعاهاى حضرت امام محمد مهدى
سرنگون سازى دشمنان را بر مغز سر ايشان در گودالهاى خودشان[١] و آنكه بيندازى ايشان را در ته گودى كه كندهاند آن را ايشان و بزن ايشان را به سنگ خودشان[٢] و ذبح كن و بكش ايشان را به پيكانهاى تير خودشان[٣] و بر وى انداز ايشان را بر بينىهاى ايشان و خفه كن ايشان را به زه كمان خودشان و برگردان دشمنى ايشان را در گوديهاى گودىهاى سينه ايشان و هلاك گردان ايشان را به پشيمانى ايشان تا آنكه بىيار و مددكار باقى مانند و حقير گردند بعد از تكبّر ايشان و پست گردند بعد از گردنكشى ايشان در حالى كه باشند خوار و ذليل و اسيرشدگان در ريسمان و حلقه دامهاى خودشان كه بودند آنكه اميد دارند كه ببينند ما را در آن دامها و سؤال مىكنم ترا كه بنمائى به ما توانائى خود را در باره ايشان و شدّت قهر خود را بر ايشان و فراگيرى تو ايشان را مثل گرفتن تو اهل شهرها را و حال آنكه بودند آنها ستمكننده بدرستى كه گرفتن تو به درد آورنده و سخت است آنكه بگيرى ايشان را اى پروردگار من گرفتن شخص غلبهكننده بسيار توانا پس بدرستى كه تو غلبهكنندهاى بسيار قادرى كه سخت است عقوبت تو و سخت است حيله تو (يعنى عقوبت تو) خداوندا و رحمت فرست بر محمّد و بر آل محمّد و تعجيل كن وارد ساختن دشمنان را بعقوبت خود كه مهيّا كردهاى تو آن را براى ستمكنندگان از مانندهاى ايشان و براى ياغيان از شبيههاى ايشان و بردار حلم خود را از ايشان و فرود آور بر ايشان خشم خود را كه مقاومت نمىكند با آن چيزى و فرمان ده در شتاب كردن اين عقوبت به فرمان خود كه بر نمىگردد و پس افكنده نمىشود پس بدرستى كه تو حاضر هر راز پنهانى و داناى هر سرّى و پنهان نيست بر تو از كردارهاى ايشان هيچ پنهانى و غايب نمىشود از تو از كارهاى ايشان هيچ مستور و پوشيدهاى و توئى داناى امور پنهان و دانائى به آنچه در خاطرها و دلهاست خداوندا و سؤال مىكنم ترا بار خدايا و مىخوانم ترا به آنچه خوانده است ترا به آن مولاى من و [سؤال كرد ترا] نوح همچنان كه فرمودهاى تو كه بزرگى تو و بلندى تو و بتحقيق كه خوانده است ما را نوح پس هر آينه نيكويند جواب دهندگان بلى خداوندا توئى نيكو جواب دهنده و نيكو خوانده شده و نيكو سؤال كرده شده و نيكو بخشنده توئى آنكه نااميد نمىسازى تو
[١]« زبية» گودى است كه بر سر راه شير و ساير سباع كنده شود و بر روى آن خاشاك ريزند جهت به دام آوردن سباع يعنى و بينداز دشمنان را در گودى و تلهاى كه آن را جهت به دام آوردن مردمان كندهاند. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى و بينداز به جانب ايشان و بزن ايشان را به سنگى كه ايشان آن را به جانب مردمان مىاندازند.
[٣]« مشاقص» جمع« مشقص» است و آن پيكان تير باشد كه طولانى باشد و اگر عريض باشد آن را« معبله» گويند.