ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤٢٢ - ك دعاهاى حضرت امام ابو الحسن على نقى
پس بر محمد و خاندان محمد درود فرست] پس برآور حاجت مرا همچنان كه وعده نمودهاى تو مرا و بدرستى كه من هر آينه مىدانم اى مولاى من آنكه از براى توست روزى كه انتقام كشى تو در آن روز از ستمكننده براى ستم كرده شده و يقين مىدانم آنكه براى توست وقتى كه مىستانى در آن وقت از غصبكننده حقّى كه باشد براى غصب كرده شده از جهت آنكه توئى كه پيشى نمىگيرد ترا دشمنى و بيرون نمىرود از دست قدرت تو نزاعكننده و نمىترسى تو فوت شدن[١] فوتشوندهاى را و ليكن بيتابى من و اضطراب من نمىرسانند به من صبر كردن بر مداراى ترا و صبر بر انتظار كشيدن حلم ترا پس قدرت تو [بر من اى آقاى من و] اى مولاى من بالاى هر قدرتى است و پادشاهى تو غلبهكننده هر پادشاهى است و بازگشت[٢] هر احدى بسوى توست و هر چند واگذاردهاى تو او را و بازگشت هر ستمكنندهاى بسوى توست و اگر چه مهلت دادهاى تو او را و بتحقيق كه ضرر رسانيده است به من اى مولاى من حلم تو از فلان پسر فلان و درازى مداراى تو براى او و مهلت دادن تو او را و نزديك است كه نااميدى مسلّط شود بر من اگر نمىبود اعتماد من به تو و يقين داشتن من به وعده تو پس اگر باشد در حكم تو كه جارى است و در قدرت تو كه گذشته است آنكه بازگشت نمايد دشمن يا آنكه توبه نمايد يا آنكه برگردد از ظلم كردن بر من يا اينكه باز دارد بدى خودش را از من و منتقل شود از بزرگ آنچه مرتكب شده است از من پس رحمت فرست بر محمّد و بر آل محمّد و واقع ساز[٣] اين توبه را در دل او در اين ساعت و الحال پيش از برطرف كردن نعمت ترا كه انعام نمودهاى آن را بر من و پيش از تيره گردانيدن نيكوئى ترا و احسان ترا كه احسان كردهاى تو آن را نزد من و اگر باشد[٤] در علم تو به آن شخص ظالم غير از اين از ايستادگى نمودن او بر ظلم من پس سؤال مىكنم ترا اى يارى دهنده ستم رسيدهاى كه ظلم كرده شده بر اوست آنكه برآورى حاجت مرا و رحمت فرستى بر محمّد و بر آل او و فرو گيرى او را از محلّ قرار او گرفتن غلبهكنندهاى بسيار با قدرت و ناگاهگير او را در غفلتش
[١] -يعنى از تو چيزى فوت نمىشود كه آن را اراده داشته باشى تا آنكه بايد كه تعجيل در آن نمائى، بلكه هر وقت كه باشد و مصلحت دانى آن را بعمل خواهى آورد. و اللَّه يعلم
[٢] -و ممكن است كه« معاذ» به ذال نقطهدار خوانده شود يعنى پناه و ملجأ هر شخصى به سوى تو است. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى و در دل او اين توبه و انابت را بينداز پيش از آنكه از من نعمت حيات را زائل كند يا ساير نعمتهائى را كه تو آنها را به من بخشيدهاى. و اللَّه يعلم
[٤] -يعنى و اگر چنانچه در علم ازلى تو باشد آن شخص توبه و انابت نخواهد نمود، بلكه در دشمنى نمودن با من و ظلم كردن ثابت قدم و راسخ خواهد بود، پس بدرستى كه سؤال مىكنم از تو آنكه هلاك نمائى او را تا به آخر. و اللَّه يعلم