ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤١٩ - ك دعاهاى حضرت امام ابو الحسن على نقى
خداوندا بدرستى كه من و فلان شخص [فلان فرزند فلان] دو بندهايم از بندگان تو پيش سرهاى ما به دست قدرت توست[١] مىدانى محل قرار ما را و موضعى را كه سپردهشدهايم ما در آن و مىدانى تغييرات احوال ما را در دنيا و بازگشت ما را در آخرت و امور نهانى ما را و آشكار ما را و مطّلعى تو بر قصدهاى ما و احاطه نمودهاى تو بر پوشيدههاى در خاطرهاى ما دانش تو به آنچه ظاهر مىكنيم آن را مثل دانش توست به آنچه پنهان مىگردانيم آن را و شناخت تو به آنچه پوشيده مىداريم آن را مانند شناخت توست به آنچه هويدا داريم آن را و پوشيده نيست بر تو چيزى از امرهاى ما و پنهان نيست در نزد تو حالى از حالهاى ما و نيست براى ما از تقدير تو [از تو][٢] ملجئى و قلعهاى كه محافظت نمايد ما را و نه پناهى كه نگاهدارد ما را و نه گريزگاهى كه برطرف كند عقوبت ترا[٣] از ما و سرپيچى نمىتواند نمود ستمكنندهاى از فرمان و عذاب تو به سبب پادشاهى خود و نزاع نمىكند ترا از جانب او سپاه او و غلبه نمىكند بر تو غلبهكنندهاى به سبب حاميان خود[٤] و فايق نمىشود بر تو صاحب تفوّقى به سبب بسيارى معاون كه عقوبت تو مىرسد به او[٥] هر كجا كه رفته است او و قدرت دارى تو بر او هر كجا كه پناه برده است پس پناه ستم رسيده از ما به توست و اعتماد جبر كردهشده از ما دو تا[٦] بر توست و بازگشت او به سوى توست طلب فريادرس مىنمايد مظلوم از تو هر گاه ترك يارى نمايد او را فريادرس غير تو و آواز مىكند و مىطلبد ترا[٧] هر گاه بنشيند از اعانت او يارىكننده سوى تو و پناه مىبرد به تو هر گاه نباشد او را فضاها و آستانها و مىكوبد آن مظلوم
[١] -اشاره است به قول خداى تعالى كه فرمودهاند وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها يعنى نيست جنبندهاى مگر آنكه بر خدا لازم است رزق آن و مىداند خداى تعالى موضع قرار آنها را( يعنى صلبهاى پدران آنها را) و مىداند موضعى را كه سپرده شدن آنها را در آن موضع( يعنى رحمهاى مادران آنها را) چنانچه به اين معنى ترجمه شده يا آنكه مىداند خداى تعالى موضع قرار و سكنى آنها را در روى زمين و مىداند موضعى را كه سپرده مىشوند( يعنى مىميرند) يا آنكه دفن مىگردند در آن موضع يا آنكه مىداند خداى تعالى موضعى را كه وطن قرار مىدهند و موضعى را كه مىرسند به آن در سفرها يا آنكه مىداند خداى تعالى موضعى را كه قرار مىگيرند در آن موضع در آخرت از بهشت يا دوزخ و موضعى را كه سپرده مىشوند در آن موضع در عالم برزخ يا آنكه مراد آن باشد كه خداى تعالى مىداند كه كدام يك از خلايق ايمان در او استقرار يافته و ثابت است و با ايمان از دنيا مىرود و كدام يك از ايشان ايمان در او سپرده شده و عاريه است و بىايمان از دنيا خواهد رفت و احتمال معنىهاى ديگر نيز دارد كه ذكر آنها باعث درازى كلام مىشود. و اللَّه يعلم بحقايق الامور.
[٢] -يعنى براى ما از عذاب تو ملجئى و پناهى نيست.
[٣] -يا آنكه ما به سبب آن عقوبت ترا از خود برطرف كنيم.
[٤] -منعة جماعتى هستند كه شخصى را حمايت نمايند و از خويشان و قبيله او باشند. و اللَّه يعلم
[٥] -يعنى به او عذاب و عقوبت تو مىرسد هر كجا كه او رفته است و پناه برده است يا آنكه به او هلاك نمودن تو او را مىرسد به هر كجا كه او رفته است، چنانچه در قرآن مجيد اشاره به آن شده. و اللَّه يعلم
[٦] -يعنى از من و فلان شخص هر يك كه مظلوم باشيم پناه او به تو است. و اللَّه يعلم
[٧] -يعنى مظلوم ترا آواز مىكند و مىطلبد هر گاه كسى او را به غير از تو يارى ننمايد. و اللَّه يعلم