ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٩٢ - ط دعاهاى حضرت امام على بن موسى الرضا
كافى است مرا خدا و نيكو معتمدى است او و مىبينى تو (اى محمّد) ايشان را كه نگاه مىكنند بسوى تو (به حسب ظاهر) و حال آنكه ايشان نمىبينند ترا (به حسب حقيقت)[١] آمد فرمان خدا به عذاب، ظفر يافته است حجت خدا غالب شده است قدرت و قوّت خدا[٢] بر دشمنان خدا كه بيرون رفتگان از ايمانند و بر سپاه شيطان همگى هرگز ضرر نمىتوانند رسانيد به شماها مگر اندكى و اگر كارزار نمايند با شما مىگردانند به شماها پشتهاى خود را پس يارى كرده نمىشوند ايشان زده باشد و قرار داده باشد بر ايشان خوارى هر كجا كه يافت شوند گرفته شدند و كشته شدند ايشان كشتهشدنى خفيف و خوار كارزار نمىكنند يهودان با شما در حالى كه متّفق باشند مگر آنكه باشند در قريههاى قلعه و حصار دار يا از عقب ديوارها حرب ايشان در ميان خودشان سخت است گمان مىكنى تو ايشان را كه متّفقند با يك ديگر و حال آنكه دلهاى ايشان مختلف و پراكنده است اين به سبب آن است كه ايشان گروهىاند كه نمىيابند حق را قلعه خود قرار دادم از شرّ ايشان نگاه داشتن تو را كه محفوظ است كسى كه پناه آورد به آن پس نتوانستند آنكه بالا روند آن قلعه را و قدرت نداشتند مر آن را كه سوراخ كنند متوجّه شدم و جاى گرفتم به سوى جانبى بسيار محكم و پناه بردم به سوى محلّ پناه بلند و دست زدم به دين محكم و صاحب زره شدم به سبب زره خدا بسيار محكم و سپر خود قرار دادم سپر امير المؤمنين ٧ را و پناه گرفتم به چيزى كه پناه گرفت به آن سليمان پسر داود و انگشترى خود قرار دادم انگشترى او را پس من به هر كجا كه روم هستم ايمن در كمال آرام و دشمن من هست در هولها و ترسها سرگردان به تحقيق كه فرو گرفته شده است او به خفّت و مذلّت و در بر كرده شده است او لباس خوارى را و پوشيده شده است [كوبيده شده است] سر او به مقنعه مذلّت و كوچكى و زدهام (يعنى تكيدم) بر نفس خود سراپرده محافظت را و در بر كردهام زره نگاهداشتن را و بسته و آويختهام بر خود هيكل هيبت را و بر سر خود گذاشتم تاج كرامت و شرف را و بر ميان بستم شمشير عزّت را كه كند نمىشود و پنهان گشتم از چشمهاى ظالمان [نگاهكنندگان] و پوشيده شدم از گمانهاى بد دشمنان و ايمن گشتم بر نفس خود و سالم شدم از شرّ دشمنان خود به بزرگوارى خدا پس دشمنان براى من فروتنىكنندگانند و از من
[١] -يعنى آن قدر نزديك است كه بيايد فرمان خدا به قيامت و عذاب او كه گويا آمده است. و اللَّه يعلم
[٢] -و ممكن است كه مراد از كلمه خدا پيغمبران و ائمه : باشند. و اللَّه يعلم