ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٦٩ - ٢ - دعاى اعتقاد
از آن آتش خواهم بود من از جمله رستگاران خداوندا و به تحقيق كه داخل در صباح شدم[١] در روز خودم اين روز در حالى كه نيست اعتمادى براى من و نه گريزگاهى[٢] و نه كسى كه ملتجى گردم به او غير آن كسانى كه متوسّل گشتهام به ايشان بسوى تو از آل رسول تو رحمت خدا باد بر او يعنى على ٧ كه پيشواى مؤمنان است و مولاة من حضرت فاطمه زهرا[٣] و امام حسن و امام حسين و به امامان از فرزندان ايشان و برهانهاى [برهان] پنهان گرديده شده از اولاد ايشان كه اميد داشتهشدگانند از براى امّت از پس ايشان و برگزيدگان تواند كه بر او و بر ايشان باد سلام و درود، خداوندا پس بگردان ايشان را حصار من كه نگاهدارند مرا از ناخوشيها و قلعه و پناه من كه محافظت نمايند مرا از آنچه مىترسم از آنها و رهائى ده مرا به سبب ايشان از هر دشمنى از حد تجاوزكننده و از هر فاسق ستمكننده و از شر آنچه مىشناسم آن را و آنچه نمىشناسم آن را[٤] و آنچه پوشيده شده است بر من و آنچه مىبينم آن را و از شرّ هر جانورى كه پروردگار من گرفته است پيش سر او را[٥] بدرستى كه پروردگار من بر راه راست است خداوندا پس به حق توسّل جستن من به سوى تو به ايشان[٦] و نزديكى جستن من به وسيله دوستى ايشان بگشاى بر من درهاى رحمت خود را و آمرزش خود را و دوست گردان مرا[٧] به سوى مخلوقات خود و دور گردان از من دشمنى ايشان را و كينه ايشان را بدرستى كه تو بر همه چيز بسيار توانايى خداوندا و از براى هر وسيله جوينده[٨] ثوابى هست و براى هر صاحب شفاعتى حقّى است پس سؤال مىكنم تو را به حقّ آن كسى كه گردانيدهام او را بسوى تو سبب خود و مقدم داشتهام او را پيش حاجت خود آنكه بشناسانى به من بركت[٩] روز مرا اين روز و ماه مرا اين ماه و سال مرا اين سال خداوندا
[١] -و اگر در شام خواند به جاى« أصبحت»،« أمسيت» گويد يعنى داخل در شام شدم در اين روز.
[٢] -يعنى كسى كه بگريزم به سوى او.
[٣] -حضرت فاطمه ٣ را زهرا گويند از جهت آنكه در وقت نماز نور ايشان به آسمانها مىافتاد و آنها را روشن مىگردانيد همچنان كه نور ستارگان زمين را روشن مىگرداند و روايتى ديگر وارد شده كه زهرا از جهت آن گويند كه خداى تعالى خلق نمود ايشان را از نور عظمت و از ساير صفات خود. و اللَّه يعلم
[٤] -يا آنكه آنچه را كه انكار و ناخوش دارم آن را چنانچه برخى اعراب شده.
[٥] -يعنى در قبضه اختيار تو و مسخر و مقهور تو است چنان كه گذشت.
[٦] -يعنى به حضرت محمّد و ائمه هدى :.
[٧] -يعنى مردم را دوست من گردان.
[٨] -يعنى به سبب اين كه من ائمه : را وسيله خود گردانيدهام متوقع و مستحق ثواب هستم و محتمل است كه« متوسّل» به فتح سين خوانده شود يعنى آن كسى كه او را وسيله مىسازند و اين معنى هر چند كه انسب است به ما بعد و ليكن در لغت« متوسّل» به اين معنى نيامده. و اللَّه يعلم
[٩] -يعنى بركت اين روز و اين ماه و اين سال را به من ببخش چنان كه بر من مبارك باشند و بر من ظاهر شود بركت آنها. و اللَّه يعلم