ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٣١ - ز دعاهاى حضرت امام جعفر صادق
گفتند كافى است ما را خدا و نيكو معتمدى است او پس بازگشتند با عافيت و نعمتى از جانب خدا و زيادتى ثوابى و نرسيد ايشان را مكروهى اى پروردگار ما ستم نمودهايم ما بر نفسهاى خود و اگر نيامرزى تو ما را و رحم ننمائى تو ما را هر آئينه خواهيم بود ما از جمله زيانكاران اى پروردگار ما بگردان از ما عذاب دوزخ را بدرستى كه عذاب جهنم هست لازم و دائم بدرستى كه جهنم بد است از حيثيت جاى قرار و مكان آرام اى پروردگار ما نيافريدهاى تو اين خلق را عبث پاكى تو از كار لغو پس نگاهدار ما را از عذاب آتش [اى پروردگار ما همانا تو هر كه را در آتش داخل كنى پس به تحقيق خوار داشتهاى و براى ظالمان ياورى نيست] اى پروردگار ما همانا ما شنيديم منادىاى كه ندا مىداد براى ايمان كه ايمان آوريد به پروردگارتان پس ايمان آورديم پس ببخش براى ما گناهان ما را و بپوشان از ما زشتيهاى ما و قرار بده ما را با نيكان پروردگار ما و بده به ما آنچه را كه ما را وعده دادى به وسيله فرستادگانت و ما را خوار نكن در روز قيامت كه همانا تو خلف وعده نمىكنى و بگو (اى محمد) كه سپاس از براى خداست كه فرا نگرفته است فرزندى را و نيست از براى او شريكى در پادشاهى و نبوده و نيست براى او دوستى[١] از جهت خوارى او و تعظيم كن او را تعظيم كردنى و چه چيز است ما را آنكه توكّل نكنيم بر خدا و حال آنكه به تحقيق كه او نموده است به ما راههاى ما را و هر آئينه صبر مىكنيم ما بر آنچه رنجانيدهايد ما را و بر خدا پس بايد كه اعتماد نمايند توكّلكنندگان جز اين نيست شأن خدا كه هر گاه خواهد آفريد چيزى را آنكه مىگويد مر او را كه باش موجود پس مىشود موجود پس منزه است از عجز كسى كه به دست قدرت اوست مالكيّت و اختيار هر چيزى و بسوى او سبحانه بازگرديده خواهيد شد آيا[٢] كسى كه باشد مرده (به سبب كفر) پس زنده گردانيديم او را (به ايمان) و گردانيديم براى او علمى روشن كه راه رود به سبب آن در ميان مردمان[٣] آن خدا[٤] كسى است كه قوّت داده است ترا بيارى كردن خود و به همه مؤمنان و دوستى افكند خدا ميان دلهاى ايشان اگر خرج مىنمودى تو آنچه را كه در زمين است همه آن را تأليف نمىنمودى ميان دلهاى ايشان و ليكن خداى تعالى الفت انداخت ميان ايشان بدرستى كه او غالب و
[١] -يا آن كه از براى او متولى و مددكارى نيست به سبب خوارى چه خوارى ندارد. پس يارىكنندهاى ندارد يا آن كه نيست از براى خدا دوستى كه آن دوست از اهل خوارى و مذلّت باشد زيرا كه دوستان خدا همه عزيزند چنانچه سابقا مذكور شد. و اللَّه يعلم
[٢] -اين آيه در سوره انعام است و خبر« من كان» كه تتمه آيه است در اين مقام ايراد نشده
[٣] -يعنى سلوك و زندگانى نمايد.
[٤] -يعنى به فرستادن فرشتگان از جانب خود كه آن حضرت را در جنگ بدر يارى نمودند. و اللَّه يعلم