ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٥١ - ه دعاهاى انتخابى از حضرت امام حسين
ترجيح دارد اين روايت بر آنچه سابقا مذكور شد و دعا اين است:
ابتدا مىكنم بنام خداى بخشنده مهربان تسبيح مىكنم تسبيح كردنى خدا را و ستايش براى خداست و نيست خدائى مگر خدا و خدا بزرگتر است و نيست حركتى و نه توانائى مگر به خدا [بلند مرتبه بزرگ] تسبيح مىكنم تسبيح كردنى خدا را در بامداد و وقت عصر تسبيح مىكنم تسبيحى خدا را در ساعتهاى شب و طرفهاى روز تسبيح كنيد تسبيح كردنى خدا را در وقتى كه داخل شويد در شام و هنگامى كه داخل شويد در صبح و براى خداست ستايش در آسمانها و زمين و در آخر روز و در وقتى كه برسيد به ميان روز بيرون مىآورد خدا زنده را از مرده و بيرون مىآورد مرده را از زنده و زنده مىكند زمين را به روئيدن گياه پس از مردن و خشكى آن و همچنين بيرون آورده مىشويد (در روز حشر) منزّه است پروردگار تو پروردگار عزّت و غلبه از آنچه تعريف مىكنند او را مشركان و تحيّت و درود باد بر فرستادگان خدا و همه ستايش براى خداى پروردگار عالميان است منزّه است از همه عيبها و نقصها پروردگار تو پروردگار عرش بزرگ، منزّه است صاحب سلطنت و پادشاهى، منزّه است صاحب غلبه و بزرگى و جبروت منزّه است پادشاه زنده پاكيزه، منزّه است هميشه ثابت، منزّه است ثابت هميشه، منزّه است زنده به خود بر پاى، منزّه است پروردگار من كه بالاتر است از همه چيز منزّه است بلند مرتبه بالاتر از همه چيز، منزّه است او و بلند است، منزّه است خداى بسيار پاك و پاكيزه كه پرورنده فرشتگان و روح است،[١] خداوندا بدرستى كه من داخل در صباح شدم از جانب تو در نعمت و سلامتى، پس رحمت فرست [خداوندا] بر محمّد و بر آل محمّد و تمام كن بر من نعمت خود را و سلامتى از جانب خود را و روزى گردان به من شكرگزارى ترا، خداوندا به سبب روشنى راهنمائى تو[٢] راه يافتم و به زيادتى بخشش تو توانگر شدم و به نعمت تو داخل در صبح و شام گرديدهام، گناهان من حاضر است در نزد تو[٣] طلب آمرزش مىكنم از تو و بازگشت مىكنم به سوى تو، نيست منعكنندهاى براى آنچه بخشش نمائى تو
[١] -مراد از روح در اين مقام جبرئيل است و ذكر او بعد از ملائكه با وجود آنكه از جمله ايشان است از جهت زيادتى اهتمام به شأن جبرئيل است و ممكن است كه مراد پيغمبران باشد يا آنكه قرآن باشد يا همه كتابهاى خداى تعالى باشد يا آنكه مراد نفس آدميان است مطلقا. و اللَّه يعلم
[٢] -مراد از نور، پيغمبر ٦ و ائمّه : هستند.
[٣] -يعنى تو مطّلعى بر آنها.