ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٠٨ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
از جانب خود از روى آزمايش و قرض دادن[١] و خواستهاى از من عوض اين شكر كوچك را و عافيت دادى مرا از تعب بلا و ندادى مرا به دست مصيبتهاى بد از بلاهاى تو و گردانيدى تو بلاى مرا [پوشش مرا] عافيت و عطا كردى مرا [و مال دار گردانيدى مرا] به توسعه رزق و آسانى عيش و مقرّر ساختى براى من آسانتر از احسان را با وجود آنچه وعده داده بودى مرا از برهان و دليل واضح و عزيز خود و آسان نموده بودى براى من از مرتبه بلند و برگزيده بودى مرا به پيروى كردن بزرگترين پيغمبران از براى خواندن خلايق و فاضلترين ايشان از جهت شفاعت كردن كه محمّد است رحمت فرستد خدا بر او و بر آل او و درود نمايد، خداوندا پس بيامرز گناهان مرا آنچه فرا نمىگيرد آن را[٢] مگر آمرزش تو و محو نمىكند آن را مگر تجاوز تو و نمىپوشاند آن را مگر زيادتى بخشش تو و ببخش به من در روز من اين روز يقينى را[٣] كه آسان كند بر من بلاهاى دنيا و اندوههاى آن را و سبب شود اشتياق مرا به سوى تو و خواهش مرا در چيزى كه نزد توست و بنويس[٤] براى من در نزد خود آمرزش را و برسان مرا به كرامت خود و روزى كن مرا شكر كردن آنچه را كه انعام كردهاى تو آن را بر من پس بدرستى كه توئى خداى يگانه بلند مرتبه خلقكننده تازه پديدآورنده شنواى دانا كه نيست براى فرمان تو بازدارندهاى و نه از حكم تو گريزندهاى [از بخشش تو بازدارنده] و شهادت مىدهم آنكه توئى پروردگار من و پروردگار هر چيزى توئى آفريدگار آسمانها و زمين و داناى پنهان و آشكار و بلند مرتبه بزرگوار، خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم از تو ايستادگى در فرمان ترا و سعى نمودن بر رفتن به راه راست را و شكر نمودن بر نعمت ترا و پناه مىبرم به تو از ستم هر ستمكارى و ظلم هر ظالمى و از رشك هر رشك برندهاى به قوّت تو حمله مىكنم بر دشمنان و از تو اميدوارم دوستى از براى دوستان را با وجود آنچه قادر نيستم شمردن آن را و نه به عدد در آوردن آن را از نفع دهندههاى زيادتى بخشش تو و غريبهاى [راههاى] روزى تو و
[١] -يعنى گويا كه به من قرض دادهاى كه ببينى كه من در عوض، چه چيز پس مىدهم.
[٢] -يعنى آن گناهان را چيزى مگر آمرزش تو آنها را نمىپوشاند. و اللَّه يعلم
[٣] -پوشيده نماند كه هر گاه كسى يقين داشته باشد به آن كه بلاها و مصيبتهاى دنيوى زايل مىشود و در آخرت مستحقّ اجر و ثواب است پس صبر مىنمايد و جزع نمىكند در آنها و اين سبب آسانى آن مصيبت مىگردد كه بر او نازل شده، پس هر گاه شخصى در بليّهاى صبر نكند و جزع نمايد پس گويا كه يقين به آنچه گذشت ندارد. و اللَّه يعلم
[٤] -يعنى مقدّر گردان و حكم كن براى من آمرزش را.