ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٠١ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
فرشتگان همگى و درود فرستد درودى بسيار، خداوندا برطرف شده است آرزوها و متغيّر گشته است حالها[١] و دروغ گفتهاند زبانها و مخالفت كرده شدند[٢] وعدهها مگر وعده تو پس بدرستى كه وعده دادهاى آمرزش و زيادتى بخشش را. خداوندا رحمت فرست بر محمّد و بر آل محمّد و ببخش به من از زيادتى احسان خود و پناه ده مرا از شرّ شيطان لعين راندهشده از رحمت. تسبيح مىكنم ترا و متلبّسم به ستايش تو چه بزرگى تو و چه حليم و بردبارى تو و چه كريمى تو شامل است حلم تو سركشى متكبران را و فرا گرفته است[٣] نعمت تو شكرگزارى شكركنندگان را و بزرگ و زياده است احسان تو از شمردن شمارهكنندگان[٤] و عظيم است بخشش تو از آنكه تعريف كنند آن را تعريفكنندگان چگونه اگر نمىبود تفضّل تو[٥] حلم مىنمودى از كسى كه آفريدهاى تو او را از نطفه در حالى كه نبود چيزى پس تربيت كردهاى او را به نيكو روزيى از جانب خود و نموّ فرمودى تو او را در پيوستگى نعمت خود و جاى دادى تو او را در روى زمين خود و خواندى تو او را به سوى فرمانبردارى خود پس قوى و جرى گرديد بر نافرمانى تو به سبب نعمت تو و انكار نمود ترا و پرستش نمود غير ترا در پادشاهى تو چگونه اگر نمىبود حلم تو مهلت مىدادى مرا و به تحقيق كه فرو گرفتهاى مرا به پرده خود و بخشش نمودهاى تو به من شناختن خود را و جارى ساختهاى تو زبان مرا به شكرگزارى تو و نمودهاى به من راهى را كه رود به سوى طاعت تو و هموار كردهاى[٦] براى من راهى را كه رساند به سوى بخشش تو و حاضر نمودهاى براى من راه تحصيل كردن رضاى ترا پس بود جزاى تو از من آنكه برابرى نمودم ترا از نيكوئى تو به بد كردارى من در حالى كه حريص بودم بر آنچه به خشم آورد ترا و منتقل گرديدم به چيزى كه مستحقام من به سبب آن زيادتى از عذاب ترا و شتابنده بودم به سوى آنچه دور ساخت مرا از خشنودى تو و خوشحالشونده بودم به فريب
[١] -يعنى از طفوليّت به جوانى و از جوانى به پيرى و از قوّت به ضعف و ناتوانى و از صحّت به مرض و شكستگى و غير آنها. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى مخالفت كرده شده است وعدههاى بندگان كه چنين مىكنيم و فلان امر خير را به جا مىآوريم و در آخر هيچ يك از آنها را به عمل نياورده. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى باز از هر شكرى نعمتى ديگر عطا مىكنى و اين اشارهاى است به قول خداى تعالى كه فرمود:« و لئن شكرتم لأزيدنّكم» يعنى:« و اگر شكر نعمت كنيد هر آينه زياد گرداند خداى تعالى براى شما نعمتى ديگر». و اللَّه يعلم
[٤] -يعنى احسان تو به شماره در نمىآيد.
[٥] -يعنى اگر فضل تو نمىبود پس چگونه حلم مىنمودى از كسى كه خلق نموده باشى تو او را و حال آن كه او ترا عصيان نموده باشد و غير ترا بندگى نموده باشد. و اللَّه يعلم
[٦] -يا آن كه آسان نمودهاى رفتار مرا به سوى بخشش خود. و اللَّه يعلم