ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٠٠ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
هميشگى است در پادشاهى خود بدون مدّت و زمانى و باقى است در سلطنت خود پس از برطرف شدن زمانه و يگانه يكتاى دائمى است و صاحب كبريا و بىنيازى است از همسر و فرزند بلندكننده آسمان است بىستونى و كشنده ابر است بدون زنجيرى و موجودكننده خلايق است بدون شمارهاى.[١] ليكن خدا يكتاى يگانه دائمى مقصود در حاجتها است كه نزائيده و زائيده نشده و نبوده و نيست براى او شبيه و مانند كسى و همه حمد از براى خداست كه خالى نيست[٢] از احسان او به پاى ايستادگان بر نافرمانبردارى او و نمىتوانند شكر نمود مر كوچكترين نعمتهاى او را سعىكنندگان در فرمانبردارى او، توانگرى است خسّت نمىكند به روزى دادن خود بر كسى كه انكار نمايد او را و كم نمىكند بخششهاى او را روزيهاى آفريدگان، آفريدگار خلق است و برطرف كننده و برگرداننده است ايشان را، او آفريننده [و ثواب دهنده است آنها را] و عقابكننده است آنها را داناست به آنچه پنهان كردهاند آن را نفسها و پوشيدهاند آن را خاطرها و مخالفت نمودند به آن زبانها و فراموش ساختهاند آن را زمانها، زندهاى است كه نمىميرد و به خود برپائى است كه نمىخوابد و هميشگى است كه زايل نمىشود و عادلى است كه ظلم نمىكند، مىگذرد از گناهان كبيره به بخشش خود و عقابكننده است كسى را كه عذاب مىكند به عدالت خود چون نترسيد[٣] از فوت شدن عقوبت نمودن پس بردبارى نمود و چون دانست احتياج مردمان را به سوى خود پس رحم كرد و گفته است در محكم كتاب خود[٤] كه و اگر عقوبت مىنمود خداى تعالى مردمان را به آنچه كسب كردهاند باقى نمىماند بر روى زمين از حركتكنندهاى ستايش مىنمايم خدا را ستايش كردنى كه طلب زيادتى مىكنم او را در نعمت او و پناه مىبرم به او از عذاب او و نزديكى مىجويم به سوى او به سبب اقرار نمودن مر پيغمبر او را كه برگزيده شده است براى وحى او و اختيار كرده شده است [بجاى آورنده است] براى پيغمبرى او مخصوص است به شفاعت كردن نزد او به پاى دارنده است حقّ او را كه محمّد است رحمت نمايد خدا بر او و بر آل او و اصحاب او و بر پيغمبران و رسولان و فرشتگان
[١] -يعنى آن كه خلايق را بدون شمارهاى آفريننده است، يعنى منتهى به حدّى نمىشوند كه نتواند آفريد ديگرى را بلكه خلق بسيارى را آفريده و غير آنها را نيز مىآفريند. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى گناهكاران خالى از نعمت و احسان او نيستند فكيف كسى كه او را اطاعت نمايد پس به طريق اولى از احسان و فضل او خالى نخواهد بود. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى شخصى به عقوبت گناه كار تعجيل مىنمايد كه ترسد اين را كه اگر تأخير كند هر آينه از او فوت شود و ديگر بر آن قدرت نداشته باشد و ليكن هر گاه نترسد فوت شدن عقوبت را پس ضرور نيست آن كه تعجيل نمايد در عقوبت كردن بلكه حلم نمودن اولى و انسب خواهد بود. و اللَّه يعلم
[٤] -آيات محكم آياتى است كه صريح و واضح باشد دلالت آنها بر معنىهاى آنها. و اللَّه يعلم