ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٩٥ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
و گم نيست[١] براى تو در تاريكىهاى پنهانى گمشدهاى بدرستى كه فرمان تو چنان است كه هر گاه خواهى تو چيزى را اين كه بگوئى آن را كه موجود شو پس موجود مىشود خداوندا براى توست همه ستايش مانند آنچه ستايش نمودهاى تو به آن نفس خود را و چندين برابر آنچه ستايش كردهاند به آن ستايشكنندگان و تسبيح و تنزيه نمودهاند به آن تسبيحكنندگان و تعظيم كردهاند ترا به آن تعظيمكنندگان و به بزرگى ياد نمودهاند ترا به آن به بزرگى يادكنندگان و بزرگ شمردهاند ترا به آن بزرگ شمارندگان تا به حدّى كه صادر شود براى تو از من به تنهائى در هر برهمزدن چشمى و كمتر از آن مساوى ستايش ستايشكنندگان و مانند اقرار به يگانگى كردن اقسام اخلاصورزندگان و مثل تنزيه كردن انواع خداشناسان و ستايش همه[٢] تهليلكنندگان و مساوى آنچه تو به آن دانا و شناسائى از همه آفريدگان خود از حيوانات و خواهانم من به سوى تو در خواستن آنچه گويا كردهاى مرا به آن چيز از ستايش كردن تو پس چه آسان است آنچه تكليف نمودهاى مرا به آن از حق تو و چه بزرگ است آنچه وعده دادهاى مرا بر شكر تو ابتداء كردى مرا پيش از استحقاق من به نعمتها از روى تفضّل و شفقت و امر فرمودى مرا به شكر كردن از روى راستى و عدالت و وعده دادى مرا بر اين شكر چندين برابر و زياده و بخشيدى به من از روزى خود از روى آزمايش و بينش و احسان و خواستى از من در عوض اين شكر آسان كوچك را و نگاهداشتى مرا از تعب و مشقّت بلا و ندادى مرا به دست مصيبتهاى بد از بلاهاى از جانب تو با وجود آنچه بخشيده بودى مرا از سلامتى و عطا نموده بودى از بخششهاى عطيّهها پس زياده گردانيدى تو براى من بخشش را با وجود آنچه سپرده بودى آن را به من از برهان و دليل واضح و عزيز خود و آنچه بشارت و مژده دادى مرا از مرتبه [بلند و] رفيع و برگزيدى مرا به سبب پيروى بزرگترين پيغمبران از براى خواندن خلايق و فاضلترين ايشان است از جهت شفاعت كه آن محمد است رحمت فرستد خدا بر او و بر آل او خداوندا پس بيامرز گناهان مرا آنچه را كه فرا نمىگيرد آن را[٣] مگر آمرزش تو و برطرف نمىكند آن را مگر گذشتن تو و نمىپوشاند آن را مگر
[١] -يعنى چيزى از تو پنهان نيست كه در تاريكيهاى پنهانى گم شده باشد، يعنى تو همه چيز را مىدانى هر چند كه از نظر ديگران گم شده باشد. و اللَّه يعلم
[٢] -تهليل، ذكر كردن و گفتن كلمه لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ است.
[٣] -يعنى آن گناهان را چيزى مگر آمرزش تو آنها را نمىپوشاند.