ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٧٨ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
مرتبه او را آن كه يك وقتى بيمار بودم و در عالم خواب و يا بيهوشى ديدم كه مرا حضرت امير المؤمنين ٧ آمد و گويا چنان يافتم كه از هوا فرود آمدند، پس خواستم كه از آن حضرت دعائى را سؤال نمايم كه به بركت آن صحّت يابم، پس هنوز سؤال نكرده بودم كه آن حضرت خود فرمودند: از براى تو است شفا و دست مبارك خود را بر بازوى راست من ماليدند، پس آنگاه فرمودند كه اين آيهها را سه مرتبه بخوان تا آن كه ترا خداى تعالى به بركت اين كلمات از همه بلاها نگاه دارد و كلمات اين است: پناه مىبرم بخدا از شرّ شيطان رانده شده از خوبىها.[١] مؤمنان آن جماعتى هستند كه گفتند به ايشان به درستى كه مردمان[٢] به تحقيق كه جمعيت نمودهاند براى كشتن شما پس بترسيد از ايشان پس اين سخن زياده گردانيد يقين ايشان را و گفتند كافى است ما را خدا و نيكوكار گذارى است، او پناه مىبرم بخدا از شرّ شيطان ملعون و باز مىگذارم كار خود را به سوى خداى بدرستى كه خداى بينا و داناست به حال بندگان، پناه مىبرم بخدا از شرّ شيطان رانده شده آنچه بگشايد خداى تعالى براى مردمان از در رحمت و بخشش، پس نيست كه ببندد و باز گيرد آن رحمت را و آنچه باز گيرد خدا او را پس نيست كسى كه بفرستد آن را پس از باز گرفتن و اوست صاحب قدرت داناى با تدبير.
پس حضرت امير المؤمنين ٧ فرمودند: كه هر گاه تو آيه الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَ ... (را تا به آخر) بخوانى، جناب ربّ العزّة در جواب تو مىفرمايند كه: فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ [يعنى پس بازگشتند مؤمنان با نعمتى و عافيتى تمام و ثوابى بسيار از جانب خداى و زيادتى تقرب به نزد خدا و رسول و نرسيد ايشان را رنجى و آزارى و مكروهى]. و هر گاه بگوئى تو: أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ ... (تا به آخر)، خداى تعالى مىفرمايد كه: فوقيه اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ [يعنى پس نگاه داشت مؤمن آل فرعون را (يعنى خربيل را) خداى تعالى از بدىهاى آنچه كردند به او فرعون و تبعه او و فرو گرفت به تبعه فرعون كه اراده داشتند قتل خربيل را بدى عذاب] و هر گاه بخوانى تو آيه: ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ ... را تا به آخر پس ايمان تو كامل و تمام خواهد بود.
ابن طاوس عليه الرّحمه گويد: اين بود تفسير امير المؤمنين ٧ و به تحقيق كه از روايت در تفسير آيه اخيره ساقط شده است.
مترجم گويد: يعنى چون مذكور نيست كه هر گاه شخصى آيه را بخواند خداى تعالى در جواب او چه خواهند فرمود، چنانچه سياق كلام در دو آيه سابق چنين بود. پس ظاهر آن است كه از روايت چيزى ساقط شده است و اللَّه يعلم.
٦- و از آن جمله دعائى است از براى مولاى ما امير المؤمنين ٧ در روز جنگ هرير در صفين. روايت كرده
[١] -يا لعن كرده شده يا انداخته شده به سنگ چنانچه در حديث وارد شده كه در زمان خروج حضرت قائم ٧ مؤمنى نخواهد بود مگر و حال آن كه سنگى به جانب شيطان بيندازد. و اللَّه يعلم
[٢] -ابو سفيان و تبعه او.