ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٧٧ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
نيست حركتى و نه توانائى مگر بخداى بلند مرتبه بزرگ خداوندا ترا و بس عبادت مىكنيم و از تو طلب يارى مىنمائيم[١] اى خداى اى بخشندهاى رحمكنندهاى يگانه اى دائمى و مقصود در حاجتها اى خداى محمّد به سوى تحصيل رضاى تو حركت داده شدند پاىها و متّوجه گشتند دلها و به سوى عفو و رحمت تو گشوده شدند چشمها و كشيده شدند گردنها و از تو خواسته شده است حاجتها و به سوى تو بلند شده است دستها خداوندا بگشاى و حكم فرماى[٢] ميان ما و ميان قوم (يعنى دشمنان) ما براستى و تو بهترين گشانيدگان و حكمكنندگانى نيست خدائى مگر خدا و خدا بزرگتر است[٣].
٤- از آن جمله دعائى است كه واقع شده در روايتى از كتاب عبد العزيز جلودى كه: حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب ٧ هر گاه به جنگ بيرون مىرفتند، اسم خداى تعالى را ذكر مىنمودند تا آن كه سوار مىشدند، پس اين دعا[٤] را مىخواندند:
تسبيح مىكنم تسبيح كردنى آنكه را كه رام نمود از براى ما اين چهارپا را و نبوديم ما مر آن را اطاعت فرماينده و بدرستى كه ما به سوى پروردگار خود هر آينه بازگشتكنندهايم جميع ستايش از براى خداست بر نعمتهاى او بر ما و بر بخشش بزرگ او كه نزد ماست.
پس آن گاه روى استرى را كه بر آن سوار بود، جانب قبله كردند و آن استر پيغمبر ٦ بود و دستهاى مبارك به سوى آسمان بلند كردند و دعاى[٥] اوّل را خواندند به اندك تفاوتى در تقديم و تأخير بعضى از فقرات بر بعضى.
٥- ابن طاوس عليه الرّحمة گويد كه يافتم در آخر كتابى كه قطع آن به قدر نصف هشت يك ورقى [١٦/ ١ برگ] بود به خط ابن باقلانى كه در علم كلام و نحو ماهر بود، حكايت خوابى را كه نوشته شده بود به غير[٦] خطّ آن كتاب و آن حكايت اين است كه گفته: حديث نمود به من سيّد جليل القدر عالم متفرّد مؤيّد الدّين شرف القضاة عبد الملك كه دائم گرداند خداى تعالى بلندى
[١] -يعنى در عبادت كردن و ساير مهمّات.
[٢] -يعنى ما را غالب گردان و امر ما را ظاهر گردان تا حقّ از باطل جدا شود و حقّ و راستگوى از دروغگوى معلوم گردد. و اللَّه يعلم
[٣] -از آن كه به وصف آيد و به تعريف راست آيد.
[٤] -مترجم گويد كه مستحب است خواندن اين دعا در هر سفرى كه بيرون رود از خانه خود در وقتى كه سوار شود. و اللَّه يعلم
[٥] -يعنى دعاى: لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم اللهم ايّاك نعبد را تا به آخر.
[٦] -مخفى نماند كه ذكر كردن ابن طاوس عليه الرحمه قطع كتاب و تغيير خط و اسناد را و حكايت خواب و غير آنها را در اين موضع و در مواضع بعد از اين از جهت زيادتى احتياط است تا بر ناظر معلوم شود كه هر دعائى كه ذكر نموده سند و كيفيت ورود و صحّت و ضعف آن چون است، و الّا ابن طاوس عليه الرحمة بسيار جليل القدر و عظيم المرتبه است و ذكر آن به تنهائى كافى است. و اللَّه يعلم