ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٤ - ١ - حرزهاى پيغمبر اكرم(
ب: حرز ديگرى از پيغمبر ٦: روايت شده از شيخ على بن عبد الصّمد كه گفت: خبر داده است به من جدّم امام شيخ ابو بكر عثمان بن اسماعيل بن احمد الحاجى و خبر داده است امام احمد بن علىّ بن ابى صالح المقرى كه خواندم بر ايشان از ابى بكر عبد الغفّار بن محمّد گفت: خبر داده است مرا حسن بن محمّد دربندى، از عبد الرّحمن بن عثمان دمشقى گفت: حكايت كرد از براى ما ابو بكر محمّد بن صالح بن خلف حورانى، از پدر خود، از موسى بن ابراهيم، گفت: حكايت نموده به ما حضرت امام موسى بن جعفر بن محمّد صادق، از پدر خود، از جدّ آن حضرت : كه حضرت رسول خدا ٦ به امير المؤمنين ٧ فرمودند: يا على هر گاه امرى ترا به هول بيندازد كه از آن ترسى، يا شدّتى و سختى بر تو فرود و نازل شود، پس بگو: بار خدايا بدرستى كه سؤال مىكنم از تو به وسيله حق محمّد و آل محمّد آن كه رحمت فرستى بر محمّد و آل محمّد و آن كه خلاصى دهى مرا از اين غمّ.
ج: مروى است كه يافت شد در گهواره آن حضرت در زير سر مبارك ايشان پارچهاى از حرير سفيد كه در آن نوشته بود:
پناه مىدهم محمد پسر آمنه را به آن خداى يگانه از بدى هر رشك برنده ايستاده يا نشسته يا ساحرى كه چيزى خواند و دمد كه بر فساد نمودن باشد سعىكننده و هر مخلوقى سركش كه شروع نمايد بنشستن در راههاى عداوت در راه جايهاى ورود. منع مىكنم ايشان را از آن حضرت به مدد خداى تعالى كه بلندتر است از همه چيز و محافظت مىنمايم از ايشان او را به محافظتى كه آزار نكشد آن كه ضرر نرسانند او را[١] و فال بد نزنند او را در حضور و بيدارى و نه در محل خواب و نه در محل حركت و نه در ايستادن آخر [آخر][٢] شبها و آخر روزها. نيست معبودى مگر خدا، هلاك مىشوند دشمنان خدا و باقى است قدرت و عزّت خدا، عاجز نمىگرداند خدا را چيزى. خداى تعالى قوىتر است از همه چيز بس است او را خدا و كافى است مىشنود خدا سخن شخصى را كه بخواند او را و پناه مىدهم او را به غلبه خدا و روشنى[٣] خدا و به قوّت آنچه برمىدارد[٤] عرش را از بزرگى خدا و پناه مىدهم به آن اسمى كه فرق مىگذارد ميان روشنى و تاريكى و پنهان است به سبب او نزد
[١] -أن لا يضرّوه متعلق است به أحوطه يعنى محافظت مىكنم آن حضرت را كه ضرر نرسانند او را.
[٢]« سعيس» و« سجيس» هر دو به معنى« آخر دهر» مىباشند و كنايه از دوام هستند.
[٣] -مراد از نور خداى تعالى قدرت و بخشش و جلالت و ساير صفات واجب تعالى است كه جميع نورها در جنب آن معدوم و در نزد او مضمحل است.
[٤] -پوشيده نماند كه يحمل العرش به رفع نيز مىتواند بود و معنى چنين خواهد بود كه چيزى كه برداشته است آن چيز را عرش كه عبارت از جلالت و بزرگى خداى تعالى بوده باشد. و الله يعلم.