ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٥ - ١ - حرزهاى پيغمبر اكرم(
مخلوقاتش. شهادت مىدهد خدا آن كه نيست معبودى سواى او و شهادت مىدهند فرشتگان و صاحبان علم نيز در حالى كه خداى تعالى ايستاده است به عدالت،[١] نيست معبودى به غير از او كه قوى و عالم به مصالح است و پناه به خدا مىبرم كه احاطه به علم به همه چيز نمود و فرا نگرفته او را چيزى و او به هر چيز احاطه نموده.[٢] نيست معبودى مگر خدا، محمّد فرستاده خداست رحمت خدا باد بر او و بر آل او و تحيّت خدا باد بر ايشان.
د: حرز بالا به روايتى ديگر چنين آمده است:
ابتدا مىكنم به نام خداى بخشنده مهربان بار خدايا بدرستى كه پناه مىجويم به نام تو و صفت تو[٣] كه عيب و نقص ندارد، از ضرر هر گزندهاى كه نكشد و هر گزنده كشنده و پناه مىبرم به اسم تو و كلمه تو كه تمام است[٤] در پناه بردن از الم و درد عذاب تو و از بدى بندگان تو و پناه مىبرم به بركت نام تو و كلمه تو كه تمام است، از شرّ شيطان كه دور است از رحمت خدا. خداوندا بدرستى من مىطلبم از تو به بركت اسم تو و صفت تو كه بىنقص است از بهترين چيزى كه بخشش نمائى او را و چيزى كه سؤال كرده شوى تو آن چيز را[٥] و بهترين چيزى كه پنهان دارى و بهترين چيزى كه ظاهر گردانى او را. خداوندا بدرستى كه من پناه مىبرم به اسم تو و كلمه تو كه تمام است از ضرر آنچه بگذرد به او شب و روز، بدرستى كه پرورنده من خداست آن چنان خدايى كه نيست معبودى مگر او بر او اعتماد نمودم و خدا پروردگار عرش بزرگ است هر چيز
[١] -حاصل معنى آن كه هر يك از جناب الهى و فرشتگان و صاحبان علم شهادت مىدهند به وحدانيّت خدا در حالى كه خداى تعالى عادل است در افعال و كارهاى خود مثل قسمت نمودن رزقهاى خلايق و اجلهاى مخلوقات و ثواب دادن و عقاب نمودن بندگان و تكليف نمودن ايشان را به عبادات و اوامر و نواهى و غير آنها. و اللَّه يعلم.
[٢] -يعنى خداى تعالى به همه چيز عالم است، چه احاطه نمودن به چيزى علم او را لازم دارد.
[٣] -پوشيده نماند كه مراد از كلمه خداى تعالى، اسم اعظم و كتاب خدا و كلام خدا و علم خدا و قرآن مىتواند بود و احتمال دارد كه به معنى قوّة و قدرت خدا باشد و محتمل است كه مراد حجّة خدا باشد كه عبارت از پيغمبر و ائمّه : باشد، چنانچه از بعضى احاديث معلوم مىشود؛ و احتمال دارد كه مراد صفت خداى تعالى باشد، چنانچه در اصل به آن ترجمه نموده و اين معنى در اين مقام ظاهرتر است، زيرا كه مقابل با اسم واقع شده و الله يعلم.
[٤] -مراد از توصيف كلمه خداى تعالى به تمام آن است كه نقص و عيب در آن نيست. يا آن كه تمام است در دلالت كردن يا فايدهاى كه بر آن مترتّب مىگردد يا در علم به احكام و رسانيدن آن به خلايق هر گاه از آن مراد ائمّه باشد و احتمال دارد كه مراد آن باشد كه كلمه خداى تعالى تمام است در پناه جستن به آن و كافى است از براى دفع ضرر و شرّ اعداء و اين در اين مقام انسب است. و الله يعلم.
[٥] -يعنى مىطلبم از تو از نعمتهائى كه خود بدون سؤال مخلوقات تفضّل مىنمائى، و از نعمتهائى كه عطا مىنمائى بعد از سؤال بنده، و از نعمتهاى پنهان كه بر همه مخلوقات ظاهر نيست، و از نعمتهائى كه بر همه كس ظاهر است آنچه را كه خير و بهتر باشد. و اللَّه يعلم.