اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٨٠ - در بيان اينكه توبه به منزله طهارت باطن انسان است
|
و في ذكر هول الموت و القبر و البلا |
عن اللّهو و اللّذّات للمرء زاجر |
|
ترجمه: و در يادآورى هول و هراس مرگ و قبر و پوسيدن بدن در گور عاملى نهفته است كه آدمى را از لهو و لعب و لذات دنيائى بازمىدارد.
و من خود بعضى از مستمعين را ديدم كه هنگام مذاكره در احوال مرگ و مردگان، ظرف چند روز عقلش را از دست داد به نحوى كه به معالجه نياز پيدا كرد و لذا او را از حضور در آن مجلس و فكر درباره مرگ منع نمودم و دستور دادم كه در رحمت خدا و بىكرانگى درياى عفو و بخشش او بينديشد و اخبارى كه در مورد مرگ صالحان، و لذت آنچه كه اولياء خدا با مرگ بآن رسيدهاند و شوقى كه آنها به لقاء حضرت ذو الجلال و كرامات او داشتهاند را از نظر بگذراند، تا از آن حالى كه در آن است بهبودى حاصل كند.
و خلاصه كلام آنكه آدمى اگر بدين ترتيب كه ذكر شد در عواقب احوال خود بينديشد كمترين اثرى كه در وجود او خواهد داشت، بريدن او از گناهان است. و اما اينكه مىبينيم در اكثر مردم چنين اثرى نمىگذارد بدان خاطر است كه آنها از ياد مرگ و قبر غافل هستند و اگر هم دچار عارضهاى شوند و مرگ را بخاطر آورند فورا خود را از ياد مرگ بامر ديگرى مشغول مىسازند.
ولى بزرگان چنين نبودند بلكه مرتب به گور خود سر مىزدند و در آن مىخوابيدند و خود را به آنچه كه اشقياء در گور خطاب مىشوند مخاطب مىساختند تا اين عمل مانع اين شود كه آنها بدون تهيه اسباب