اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٤٨٧ - در بيان مراتب عمل
و از ورود به مرتبه عليين محجوب گشته، و در دركات سجين جاى گزيند و با شياطين قرين گردد.
سپس به قلب خود بپردازد و بر او نوحه كند و بگويد اى واى بر قلبى مثل قلب من اگر از ياد خدا منع، و از محبت خداوند مهربان محروم گشته، و هواى شيطان كند، و عاشق اين دنياى پست شده و شيداى محبت او گشته، و در دام او بيفتد و به زمين بچسبد كه مثلش مثل سگ است كه اگر آهنگ او كنى بر تو پارس خواهد كرد، در نتيجه از ظلمت معاصى سياه گشته و ياد خدا را از ياد خواهد برد، و بجاى كسب علم و دانش گرفتار وسواس خواهد گشت، و مهر بر او زده خواهد شد، و راه خلاصى ديگر براى او باقى نخواهد ماند، سپس بر جزء جزء بدنش بگريد ابتدا سرش را مخاطب قرار داده و بگويد، اى سر چگونه خواهى بود اگر غضب خداوند رحمان تو را بگيرد و در اين دنيا بخواهد تو را عذاب كند و به سر خوك و يا ميمونى تو را مسخ گرداند يا اينكه چهرهات را سياه گردانيده و بين همه عالميان تو را رسوا و مفتضح سازد، يا اينكه بينائى يا شنوائى، و يا گويائى تو را از تو بگيرد، و يا چهرهات را زشت گرداند، آيا نشنيدهاى كه بسيارى از گناهكاران بودند كه خداوند بر آنها غضب نمود و آنان را بدين گونه در همين دنيا عذاب نمود، يا اينكه آتشى فرستاد كه در همين دنيا آنها را سوزانيد، و بعد به آتش دوزخ آنها را روانه نمود، و حالت چگونه خواهد بود اگر پس از مرگ بعذاب الهى گرفتار شوى كه آن عذاب بمراتب دردناكتر خواهد بود، اى آنكه الآن صاحب عقل و بصيرت و رأى تدبيرى آيا احوال قبر و پوسيدگى بدن را در گور در نظر نمىآورى كه آنگاه كه بهرهات را از اين دنيا گرفتى زود است كه