اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ١٧٨ - فصل اول در معناى نماز
سبب دورى انسان از خدا مىشود.
و مبادا كسى از اين سخن، اين چنين توهم كند كه اگر نفاق در نماز بمجرد زيادتى خشوع جوارح و اعضاء بر خشوع قلب تحقق يابد لازمه اين امر اينست كه تمام نمازها حتى نماز افراد متقى هم غير مقبول بلكه غير راجح باشد زيرا نمازى كه در آن هيچ غفلتى براى نمازگزار پيش نيايد هيچكس را ياراى آن نيست، و در همان غفلت اندكى كه پيش مىآيد، لا محاله آن قسمت از نماز مخالف با صورت نماز خواهد بود و اين نفاق است، و لذا وسيله دورى بنده از خدا مىشود، زيرا اگر كسى چنين توهم نمود ما در جوابش مىگوئيم آن نمازى كه قطعا سبب دورى بنده از خدا مىشود نمازى است كه جميع اجزائش از جميع مراتب روح خالى باشد و اين چنين نمازى در ميان معتقدين به نماز خيلى كم است حتى عوام، زيرا نماز آنها هم اگر از روى اعتقاد باشد نه بخاطر ريا، لا محاله همان اولين لحظهاى كه مىخواهند وارد نماز شوند توجهى دارند و اين خود همان روح نماز است، و چنين نيست كه تمام اجزاء نمازشان فاقد جميع مراتب حضور باشد و لو در ظاهر قلب يا باطن آن، زيرا براى حضور مراتبى است، و در انجام اعمال گاهى مىشود كه قلب به تمام حقيقت و سر و ظاهر و باطنش حضور دارد، و گاهى ظاهر قلب نزد چيزى است و باطن آن به امر ديگرى مشغول است و گاهى باطنش نزد چيزى است و ظاهرش در پى فكر ديگرى است پس نمىشود كه كسى كارى را انجام دهد و فاقد جميع مراتب حضور باشد و چنين عملى مگر از شخص خواب و يا ساهى و امثال اينها سر بزند.
و اگر نماز از جميع جهات فاقد روح بود و هيچيك از مراتب