اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٣٦٠ - در بيان مطالبى راجع به بسم الله
اصول معارف مىگشايد، و كمترين مطلبى كه مىتوان از آن فهميد اينست كه براى تسمية حقيقتى عالى و بس والاست كه اين حقيقت بمجرد گفتن بسم اللّه الرحمن الرحيم حاصل نمىشود، همچنين ساير اجزاء نماز و قرائت. و ممكن است كه وجه رابطه و تعليق اذن در گفتن بسم اللّه با وصول بذات اقدس حق كه در اين حديث بيان گشته اين باشد كه وصول جز به فناء عبد و برداشته شدن تمام حجابهاى ظلمانى و نورانى كه بين بنده و خدا هست ميسر نمىشود و دستيابى باين مرتبه براى بنده ممكن نيست مگر اينكه خود را از جميع عوالم و اسماء و اوصاف آن خالى و فارغ گرداند، در اين هنگام است كه براى ظهور اسماء ذات اقدس حق كه در حيطه لفظ جلاله هست عموما، و ظهور اسمائى كه در حيطه رحمان و رحيم است خصوصا، اهليت پيدا مىكند، و در چنين شرايطى است كه بنده، حقايق اين اسماء را در خود محقق مىبيند، و لوح جامع، و مظهر اسماء خداوندى مىگردد چنانكه در وصف رسول خدا ٦ آمده است كه آن حضرت رحمة للعالمين، و خليفة اللّه، و معلم ملائكة و انبياء است، تمام اينها از آثار مظهريت اين اسماء سهگانه، و بهاء حق و سناء الهى گشتن است، و شايد بتوان گفت حقيقت نزول بسم اللّه و روح آن همين است، پس آنكس كه مىخواهد بسم اللّه الرحمن- الرحيم بگويد سزاوار است كه تا حدى كه در توان دارد خود را بآن حضرت شبيه گرداند، و كمترين مرتبه اين تشبيه اينست كه انسان پس از معرفت باين اسماء، با قلب و روح خود بحقايق آنها توجه كند، و اين ممكن نيست مگر اينكه براى خود بهرهاى از اين اسماء فراهم آورد، اما بالنسبة به حقيقت لفظ «اللّه» بهرهاى براى او نيست مگر همان عبوديت