اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٢٨٥ - فصل«در اذان و اقامه»
در وجود او مىبينى قائل هستى و تنها خدا را باين وصف نمىشناسى و در رفع حوائج و نيازهاى خود رو سوى او نمىكنى بلكه پيوسته بدنبال اسباب و وسايط هستى، مثلا اگر پدرى ثروتمند داشته باشى مىيابى كه در رفع نيازها و انجام مهمات دل به او دارى و بخاطر وجود چنين پدرى اظهار اطمينان مىكنى ولى به وعده پروردگار در رساندن روزى و اجابت دعايت خاطرت آرام نمىگيرد و اطمينان قلبى برايت حاصل نمىشود. با اين وصف، هر چند كه كلمه طيبه لا اله الا اللّه را بر زبان آورى، آيا واقعا تو موحد هستى؟ و آيا مىتوان تو را در توحيد صادق دانست؟
يا اينكه در اين صورت مشركى دروغگو، و يا منافقى مسخرهكننده، و يا كسى كه سخنى مىگويد و هيچ توجهى به معناى آن ندارد هستى، و هرگاه دانستى كه لا اله الّا اللّه كلمهاى بس بزرگ است كه جز عارفان به خدا و اولياء حق، كسى را ياراى گفتن آن- به معناى واقعى آن- نيست پس آنچه را هم كه براى پاداش آن بيان شده بعيد مشمار. مطلب دومى كه بايد بآن توجه داشت قدرت ذات اقدس حق است كه تمام آنچه كه در اين گونه اخبار و روايات آمده و بهشتهائى كه وصف گشته ذات اقدس حق، بيك اراده ايجاد و با يك كلمه «كن»، «باش» مىآفريند، و آفرينش آنها و اضعاف آن، تابى نهايت براى او مئونه و خرجى ندارد، چرا كه او هر چه بخواهد مىكند و آنچه كه اراده كند مىآفريند، و آفرينش و حفظ آن هم براى او زحمتى ندارد، همچنين انسان مىبايد كه در عنايت و بخشش او بينديشد و توجه داشته باشد كه او بخشندهاى است كه هرگز بخل نورزد و او بزرگوارترين بزرگواران و نسبت به مؤمنين مهربانتر از مادر به فرزندش هست.