اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٥٢ - فصل چهارم در تيامن
منظور است بلكه همين هم خدمت به عالم غيب و تخريب عالم حس است و وجه اين مطلب اينست كه آبادانى آخرت و تحصيل معرفت جز به حيات دنيائى ممكن نيست پس عمارت اين دنيا بقدر ضرورت براى ادامه حيات و بقاء نوع است تا معرفت كسب شود و به آبادانى سراى آخرت پرداخته شود ولى اين آبادانى دنيا از ناحيه آنها زيادتر از قدر حاجت نيست و عمارت اين دنيا از ناحيه اهل حق و اشتغالشان بآن از باب مقدمه و بقدر ضرورت است بر خلاف اهل دنيا كه اين دنيا بنفسه مطلوب و معشوق آنها است و دنيا را فقط براى دنيائيش مىطلبند و دوست دارند و حاضرند آن را به هر چه كه غير آن است معاوضه كنند و اگر هم ديده مىشود كه گاهگاهى يادى از امور اخروى مىكنند و بدان مشغول مىشوند اين بخاطر تقيه از اهل حق است چون حفظ سعادت دنيائى خود را در گرو اين اشتغال به امور اخروى مىدانند و ياد آخرت آنها هم باز بخاطر حفظ دنيايشان است.