اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٢١٠ - فصل«در بيان لزوم خوف و فضيلت آن»
افتاد چون او را تكان دادند ديدند كه از دنيا رفته است.
و از رسول خدا ٦ روايت شده كه آن حضرت فرمود: آنگاه كه خداوند خلق اولين و آخرين را در وعدهگاه آن روز معلوم گرد آورد، ناگهان صدائى بلند شود كه دورترين آنان همچون نزديكترين آنها بشنود و بگويد أيها الناس من از آن زمان كه شما را آفريدم ساكت بودم پس امروز شما ساكت شويد و بمن گوش فرا دهيد، اين است و جز اين نيست كه اينك اعمال شما است كه بشما بازمىگردد، ايها الناس: من نسبى قرار دادم و شما هم براى خود نسبى قرار داديد پس نسب مرا پست داشتيد و نسب خود را بالا برديد. من گفتم گرامىترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شما است و شما از پذيرفتن اين حقيقت سرباززديد، و گفتيد فلان پسر فلان، و فلانى از فلانى ثروتمندتر است.
پس امروز من هم نسب شما را پست گردانم و نسب خود را بالا برم. كجايند متقين و پرهيزگاران، پس براى آنها پرچمى برافراشته شود و آنان بدنبال آن بسوى منازل خود براه افتند و بدون حساب داخل بهشت شوند.
و تقوى عبارت از اينست كه انسان از ترس خدا، از شبهات دورى گزيند.
و از مناجات امام سجاد ٧ است كه مىفرمود: بارالها اگر در پيشگاه تو آن اندازه بگريم كه صدايم قطع شود و آن قدر در مقابلت به پاى ايستم تا اينكه از پاى درآيم و آن قدر برايت ركوع نمايم كه استخوان پشتم درآيد و آن قدر برايت سجده كنم كه چشمانم از حدقه درآيد و تمام عمرم را جز خاك چيزى نخورم و جز آب خاكستر چيزى نياشامم و