اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٢١٢ - فصل«در بيان لزوم خوف و فضيلت آن»
|
ان كان عفوك لا يرجوه ذو سرف |
فمن يجود على العاصين بالنّعم |
ترجمه: اى آنكه درمانده را آنگاه كه او را فرا خواند در تاريكى جواب گويد، اى آنكه بلا و مصيبت و بيمارى را بر طرف مىكنى ميهمانان تو گرد خانهات بعضى بخواب رفته و بعضى بيدارند، ولى تو اى زنده و اى بيدار نخوابيدهاى. اى پروردگار من با حزن و ترس و اضطراب تو را مىخوانم، پس بحق بيت و حرم سوگند بر اين گريهام رحم فرما، اگر گناهكاران به عفو تو نبايد اميدى داشته باشند، پس چه كسى است كه بر گناهكاران نعمت ارزانى مىدارد.
سپس سرش را بطرف آسمان بلند نمود و فرمود: بارالها اگر اطاعت تو كردم به مشيت تو بود پس براى تو بر من حجت است مگر اينكه بر من رحمت آورى و از من درگذرى و مرا نااميد نسازى اى سيد من، سپس فرمود اى خدا و اى مولاى من حسنات باعث سرور و خوشحالى تو شود و گناهان تو را ضررى نرساند پس آنچه را كه براى تو ضررى ندارد بر من ببخشاى سپس شروع بخواندن اين ابيات فرمود:
|
الا ايّها المأمول من كلّ حاجة |
شكوت إليك الضّرّ فارحم شكايتى |
|
|
الا يا رجائى أنت كاشف كربتى |
فهب لي ذنوبى كلّها و اقض حاجتى |
|
|
فزادى قليل لا اراه مبلّغى |
على الزّاد ابكى ام على بعد سفرتى |
|
|
اتيت باعمال قباح رديّة |
و ما في الورى عبد جنى كجنايتى |