اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٤٨٦ - در بيان مراتب عمل
مراقبت سعى كند و بهر نحوى كه مىتواند از گريه و زارى و ناله و آه و دعا و خواندن پروردگار را به اسماء جماليه او، و سكوت، و نگاه به آسمان، و سر به زير افكندن و در خود فرورفتن اين معنا را تحقق ببخشد، و با خداى خود به مناجات بپردازد و بگويد: بارالها، اى آقاى من نمىدانم كه بين ساكنان اين كره خاك نظرت نسبت به من چگونه است، و در آن سراى وحشت با من چگونه رفتار خواهى كرد، مولاى من كاش مىدانستم كه در پاسخ دعاى من چه مىگوئى، و اين جملات را تكرار كند، و خود را در محضر خداوند متعال ببيند چنانكه گويا در محضر او است و بعد خطاب به مولايش بگويد آيا بازهم مىگوئى نه؟ و گفتن اين «نه» برايش از كوهها سنگينتر باشد.
بعد بگويد، اگر بگوئى نه پس واى بر من واى بر من، و واى از اين بيچارگى بعد در خوارى و ذلتى كه از اين رانده شدن از محضر خداوند گريبانگيرش مىشود و آثار آن در عقل و روح و قلب و بدن خود به تفكر بپردازد، سپس به نوحه كردن بر هريك از اينها يكى پس از ديگرى مشغول شود و بگويد، واى بر اين عقل اگر كه پروردگارم او را از خود براند و از مقام نور و شرف حضور، و مرتبه تمكين دور گردد و بنده هوا و هوس، و مطيع خوك شهوت، و خادم سگ غضب گردد، و از مجاورت با پاكيزگان محجوب، و از نزديكى به پروردگار محروم شود، در اين- صورت، از حقيقت خود مسخ گشته و شيطانى فتنهگر، و ابليسى حيلهباز خواهد گشت، بعد به روح خود بپردازد كه اگر از بارگاه ربوبى رانده شود چه بر سرش خواهد آمد، و بگويد واى بر روح من اگر از جوار خداوندى منع، و از تعلق بعز قدس محروم، و از حضور مجلس انس طرد،