اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٤٧٩ - در بيان مراتب عمل
و چهره به خاك مىمالد و هر اندازه كه عظمت محبوب بيشتر، و جنايت و گناه او بزرگتر باشد، اين زارى و التماس بيشتر خواهد بود و بقول شاعر:
|
بسيار زبونىها بر خويش روا دارد |
درويش كه بازارش با محتشمى باشد |
|
پس هر سخن و يا عملى كه از دل برخيزد خواه توحيد باشد يا تسبيح يا تكبير يا ركوع و يا سجود و يا دعوى شوق و يا اظهار انس و يا غير اينها همان مطلوب اول، و مقصد اعلى از تهجد و شبزندهدارى، و قيام و نماز و ديگر عبادات است.
وجه دوم اينكه قلب با عمل مخالفتى تام داشته باشد مثل نمازى كه منافقان مىگذارند كه با كسالت به انجام اين فريضه برمىخيزند، و يا مثل دعوى توكل كه عامه مردم دارند. و يا دعوى عشق و محبت از كسى كه بوئى از محبت نبرده و اظهار شوق و شكوه از فراق از كسى كه محبوبى ندارد، كه همه اينها نه تنها مفيد فايدهاى نيست بلكه مايه ضرر هم خواهد بود.
وجه سوم اينكه در قلب صفتى از اين مراتب باشد، ولى نه بآن حد كه اختيار انسان را به انجام عملى، و يا گفتارى وادارد كه در اين صورت مىبايست چنين كسى قول و عملش را به قصدى كه موافق با آن مرتبه از حال، و صفتى كه براى قلب اوست انجام دهد و با قول و عمل خود حالت دعا و مناجات را كامل گرداند و مبادا بيش از آنچه كه در دل دارد از قول و عملش قصد كند كه در اين صورت دروغگو و منافق خواهد بود و عملش سبب خذلان و خسران خواهد گشت.
و مىبايست كه قيام بنده براى تهجد و شبزندهدارى از روى