اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٤٥٨ - فضيلت نماز شب و آداب آن
دارند، مشتاق هستند و چگونه مىتوان پذيرفت كه كسى به بعضى از اين فضايل، براى نماز شب معتقد باشد و مشتاق رسيدن وقت آن نباشد، آيا همين انسان نيست كه در تقرب به سلاطين دنيائى، و حكام اين جهان و خلوت با آنها از مال و اهل خود مىگذرد و چه بسا كه روح و زندگى خود را در اين راه فدا كند. و خداى متعال مىفرمايد: و المؤمنون أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ. و مؤمنين محبتشان به خدا از هر دوستى و محبتى بيشتر و شديدتر است.
و به كسى كه به بهانه غلبه خواب، و بيدار نشدن براى انجام اين نماز خود را در ترك آن معذور مىدارد توجهى ننما چرا كه اين عذر از چند وجه مردود است، از جمله اين فرمايش مولا على ٧ در جواب كسى كه گفت من ديشب بخواب ماندم و توفيق تهجد و شبزندهدارى نصيبم نشد فرمود تو مردى هستى كه گناهانت قيد و بند تو شده است، و ديگر اينكه خواب ماندن از مثل امرى باين بزرگى غالبا غير ممكن است، آيا طالبان اين دنيا را نمىبينى كه اگر يكى از آنها را سلطان وقت به خلوت فرا خواند گرچه وقت ملاقات با او را دل شب قرار دهد، او به خواب نخواهد ماند بلكه آن شب را از ترس اينكه مبادا بخواب بماند كلا بيدار و پيوسته بفكر مجلس سلطان و صحبتش با او خواهد بود. و تو اگر باحوال خويش تأمل كنى به يقين خواهى ديد كه اگر احتمال دهى كه كسى نيمهشب مبلغ قابل توجهى پول برايت خواهد آورد از شوق دست يابى به آن مال، و ترس اينكه مبادا بواسطه خواب از دستت برود، قدرت بر خوابيدن نخواهى داشت. از همه اينها گذشته اگر واقعا از اين خوف دارى كه بخواب بمانى مىتوانى نزد كسى كه تو را