اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٤١١ - قل هو الله احد
مىترسيد او را ايمن گردانيدم.
مىگويم منزه است او، كه عقل از كرمش حيران مىگردد، كجايند غافلان، و كجايند عالمان، تا اين كرم و بزرگوارى را ببينند، و از اين جهت هم به توحيد و يگانگى او اعتراف نمايند، هم چنانكه در ساير صفات عاليه او، او را به يكتائى و يگانگى مىستايند، و در شكر اين كرامت عظمى عقل خود را به داورى وادارند و اعتراف كنند كه اگر تمام عمرشان را در شكر و سپاس چنين نعمت بزرگى صرف كنند نمىتوانند حق همين يك نعمت را ادا كنند كه ذات ذو الجلال، از راه لطف و عنايت به اين بندگان ذليل نماز را واجب نموده و به آنها اجازه داده كه ياد او كنند و به عبادت او بپردازند، و همين عبادت را سبب بخشش گناهان آنها، و اصلاح معايب آنها، و وسيله ترقى به درجات عاليه قرار داده و آنها را با تكليف به نماز، شرافت بخشيده، و آنان را براى مناجات و گفتگوى با خود پسنديده، و در جواب آنها، بمقدار سؤال آنها قناعت ننموده بلكه در اكرام آنها افزوده است.
و چنين به خاطرم هست كه در روايتى ديدم كه خداوند متعال پس از قرائت، مىگويد براى اين بنده من به تعداد هر حرفى درجهاى است از فلان و فلان، همينطور جواهرات را مىشمرد تا اينكه مىفرمايد و درجهاى از نور من.
[در بيان خلاصهاى از تفسير سوره توحيد]
قل هو اللّه احد
از امام باقر ٧ روايت شده كه «قل» يعنى آنچه را كه به تو وحى نموديم و تو را بدان مبعوث گردانيديم با تأليف حروفى كه بر تو قرائت نموديم ظاهر گردان، تا آنكس كه گوشى شنوا دارد و هم او است كه