اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ١٨٧ - فصل«در بيان احوالى كه نماز بواسطه آن كامل مىشود»
يا قيام و يا ركوع و يا غير اينها بفكر فرومىرود و اشتغال باين فكر تا آخر نماز برايش باقى مىماند، اما بهترين و كاملترين نوع حضور قلب اين است كه قلب نمازگزار در مقابل هر فعلى از افعال و هر قولى از اقوال نماز متوجه همان فعل و قول باشد و مراعات حضور پروردگارش را بنمايد و متوجه باشد كه اين اعمال را در حضور او داد مىكند، و تأمل و تفكر درباره جزئى از اجزاء نماز او را از توجه بآن جزء از نماز كه مشغول انجام آن است بازندارد، و در هنگام انجام هر عملى يا اداء هر ذكرى بفكر مخصوص بآن عمل و يا ذكر مشغول باشد و بداند كه در آن لحظه، انجام آن جزء از نماز و اداء آن ذكر از او خواسته شده و از خدا بخواهد تا او را كمك كند كه آن جزء را همان گونه كه از او خواسته شده انجام دهد.
و اين فن كامل آن حالت دوم را هم كه تفهم باشد در بر دارد، زيرا فهميدن و دريافتن معناى اقوال و افعالى كه انسان در نماز بجاى مىآورد عبارت از حضور قلب نزد آن اقوال و افعال است، و براى كسى كه در ابتداى راه است سزاوار است كه معناى هر فعل و قولى را قبل از انجام آن اجمالا در نظر آورد، سپس شروع به انجام آن كند درحالىكه فكرش متوجه حقيقت آن عمل يا آن قول است، سپس بملاحظه معناى جزء بعدى بپردازد، و بعد وارد آن جزء شود، همينگونه تا آخر نماز. و قبول اين مسئله برايت مشكل نباشد زيرا قصد معانى افعال در اول كار تفصيلى است و هنگام انجام آن عمل و يا بيان آن قول در اثناء كار، اجمالى است. و فكر مستغرق دريافتن اذكار است.
و براى بيان كيفيت فهميدن حقايق افعال و اذكار مقام ديگرى