اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٣١٧ - و اما حياء
و حياء بر پنج نوع است: حياء گناه، و حياء تقصير، و حياء كرامت، و حياء محبت، و حياء هيبت، و براى هريك از اينها اهلى است، و براى اهل هريك مرتبهاى جداگانه مىباشد.
مىگويم شكى نيست كه اين صفات و احوال فرع اين معارف است كه در بالا بدان اشاره نموديم، چنان كه ما در معاملاتمان با همنوعان خود اين مطلب را بالوجدان مشاهده مىكنيم كه اگر انسانى در شخص ديگرى سلطنت و قدرتى به اندازه ذرهاى از سلطنت و قدرت خداوند سراغ داشته باشد او را بزرگ مىشمارد و مراقب او است و از او مىترسد و اگر علاوه بر اين آن شخص به اندازه ذرهاى از نعمتهائى كه خدا بر بندگان ارزانى داشته بآن شخص عطا كند او خود و نفس و مال خود را فداى او مىكند و از خدمت به او و قيام به وظايف بندگيش لحظهاى غفلت نخواهد نمود و اگر علاوه بر اين دو، تقصيرات خود را هم نسبت بآن شخص در نظر آورد و مخالفتهايش را با اين سلطان و منعم در هنگام انعام و بخشش او و در حضور او مجسم كند از حياء و شرمسارى خواهد مرد.
و اما اينكه مىبينيم عامه مردم با اينكه معتقد و مؤمن به عظمت پروردگار هستند و هر بزرگى، و بزرگ را بالنسبة به او كوچك مىدانند و به نعمتهاى بىشمار او معترف هستند و از طرف ديگر از اين همه گناه و معصيت از ناحيه خود هم باخبرند و با توجه به همه اينها كمتر دچار حياء و شرمسارى مىگردند، علتش اولا ضعف ايمان به غيب بالنسبة به شهود و عيان هست، زيرا سلاطين و قدرتمندان جهان، و منعمين و بخشندگان اين دنيا مشاهده مىشوند و سلطنت و نعمت آنها محسوس و مشهود است، و اما ذات اقدس حق، براى آنها غيب و ناپيدا است و تنها با ادله