اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٢٠٠ - فصل«در بيان رو بقبله نمودن»
اما خوف گاه مىشود كه از خود آنچه كه باعث درد و رنج مىشود انسان خائف است، و گاه از سبب آن.
اول مثل آتش و ديگر عذابها و شكنجهها كه انسان بدانها عذاب مىشود چه در دنيا و چه در آخرت، و دوم مثل كفر و گناه، و باز خوف خائفين در هريك از اين دو قسم يكسان نيست.
اما اول، پس گاه مىشود كه مؤمن از تعجيل عقوبت در اين دنيا هراسان است، و گاهى خوف و ترسش از مرگ و سكرات آن و قبر و وحشت و تنگى و تاريكى آن، و گاهى از سؤال در قبر، و گاهى از آن لحظه كه مردگان سر از گورها بر آورند، و گاهى از هول و هراس قيامت و مواقف آن، و گاهى از حساب، و گاهى از صراط، و گاهى از حياء عرضه بر خداوند، و گاهى از فضاحت و رسوائى آنگاه كه پردهها به كنارى رود و زشتىها برملا شود، و گاهى از آتش جهنم و مارها و عقربها و زقوم و چرك و خون و آبهاى جوشان، و پتكهاى آهنين و غل و زنجيرهاى آن، و گاهى از محروميت از بهشت و دار نعيم و ملك عظيم و دائم، و گاهى از نقص درجه و مقام در آخرت، و يا ديگر مواردى كه مىبايست از آن بيمناك بود مثل ترس از وقوف در صحراى قيامت و خوف اعراض حق تعالى از بنده، و خوف حجاب، و خوف از غضب حق تعالى.
و اما مورد دوم: گاهى ترس انسان از كبائرى است كه انجام داده و گاهى از گناهانى كه برايش بصورت ملكه در آمده و شهوت و غضبى كه در وجودش ريشه دوانيده، و گاهى از حقوق مردمان بر او، و گاهى از بىخبرى از خدا بواسطه نعمتهاى زيادى كه به او داده شده، و يا خوف از استدراج و اندك اندك گرفتار شدن در دام غضب خداوند، و گاهى