اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٤٩٦ - در باب نماز جماعت و وظيفه امام و مأمومين نسبت به يكديگر
محبت دارد در نتيجه هم قلب او نسبت به مؤمنينى كه با او به نماز ايستادهاند صاف، و هم دلهاى مؤمنينى كه به او اقتدا نمودهاند نسبت به او در كمال صفا خواهد بود، و بلكه مىتوان گفت كه اصحاب چنين امامى غالبا از مردمان با صفا و صاحبدل هستند، در نتيجه اجتماع آنها در نماز اجتماعى الهى، و بر وفق مراد خداى تبارك و تعالى خواهد بود و اما اگر جماعتى بود كه تنها بصورت جملگى با يكديگر اجتماع نموده بودند، و دلهاى آنها مخالف با يكديگر، و بلكه عداوت و دشمنى در آنها بود، و هريك از آنها بدخواه ديگرى، و نسبت به نعمتهائى كه خدا بر او ارزانى داشته حسد ورزد، بخصوص اگر اين معنا بين امام و مأموم باشد، گمان نمىكنم كه در چنين جماعتى نور و صفائى باشد، و اين اجتماع نزد خدا فضيلت و ارزشى داشته باشد، چرا كه عمده در عبادات اينست كه در دل اثر مثبتى بر جاى گذارد، و قلب را نورانى گرداند و عبادتى كه اثرى در قلب از خود بجاى نگذاشت، جز اندكى كه وجودش مساوى با عدم است نتيجهاى نخواهد داد.
در كتاب احتجاج در نامهاى كه امام ما ارواحنا فداه به شيخ مفيد رحمة اللّه عليه نوشته آمده است كه اگر شيعيان ما كه خدا آنان را در راه طاعت خود موفق بدارد دلهايشان را با هم مجتمع مىساختند و به اين عهدى كه از آنان گرفته شده وفا مىنمودند از بركت ديدار ما محروم نمىشدند و اين ديدار بتأخير نمىافتاد.
و حضرت عيسى فرموده است، اى بندگان دنيا، سرهاى خود را مىتراشيد و پيراهنهاى خود را كوتاه مىكنيد، و سرهاى خود را پائين مىافكنيد، ولى كينه و زنگار از دلهاى خود برنمىگيريد.