اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ١٨٣ - فصل«در بيان بعضى از آنچه از نماز معصومين(ع) رسيده است»
فصل «در بيان بعضى از آنچه از نماز معصومين (ع) رسيده است»
روايت شده كه إبراهيم خليل ٧ صداى نالهاش از مسافت يك ميل شنيده مىشد، و در هنگام نماز، هم چون ديگ جوشان سينهاش در اضطراب بود، و درباره پيامبر ما هم ٦ همين موضوع رسيده كه در حال نماز صداى ديگ جوشان، از سينه آن حضرت شنيده مىشد، و يكى از همسران آن حضرت مىگويد: كه پيامبر با ما سخن مىگفت و ما با او سخن مىگفتيم، ولى آنگاه كه براى نماز حاضر مىشد چنان بود كه گوئى اصلا ما او را نمىشناسيم و او هم ما را نمىشناسد.
و امير المؤمنين ٧ آنگاه كه وضو مىگرفت رنگ چهرهاش از ترس خدا تغيير مىكرد، و هنگامى كه وقت نماز مىشد مىلرزيد و رنگ چهرهاش عوض مىشد گفته شد شما را چه مىشود، حضرت فرمود: وقت اداء امانتى فرا رسيده كه خدا آن را بر آسمانها و زمين عرضه داشت و آنها از قبول آن ابا نمودند. و از پذيرفتن آن ترسيدند.
و فاطمه زهرا عليها السّلام هنگام نماز از ترس خدا نفس نفس مىزد، و امام حسن ٧ هرگاه كه از وضو فارغ مىشد رنگش تغيير مىكرد و وقتى در اين مورد از آن حضرت سؤال شد فرمود: كسى كه مىخواهد