اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٢٤٥ - فصل«در بيان رجاء و اميدوارى و حقيقت آن»
پروردگار بپردازد درحالىكه دلش مستغرق در دنيا و مشغول بآن و هم و غم آن است، يا اينكه زبانش قرآن بخواند و دلش جاى ديگر باشد و بعد انتظار قبول چنين عباداتى را هم داشته باشد و اميدوار باين باشد كه ابواب اسرار قرآن بر او گشوده شود و لذت ذكر و مناجات را دريابد.
يا اينكه بذر خود را در زمين مناسبى بپاشد ولى به آبيارى و ديگر امور مربوط بآن نپردازد و اميد برداشت محصول خوبى هم داشته باشد چنين كسى در رجائش كاذب و در انتظارش مغرور است چون انتظار چيزى كه عادتا محال است چيزى جز غرور نيست و هرگاه بذر را در زمينى كه از هر جهت صلاحيت كشت را دارد بپاشد ولى به آبياريش توجهى نكند و به اميد باران بنشيند و زمين در منطقهاى باشد كه عادتا باران زياد نمىبارد و او بانتظار اين باشد كه آن سال بر خلاف سالهاى ديگر باران زيادترى ببارد و آن كشتزار از باران سيراب گردد اين را تمنا و آرزو مىگويند.
و مثل اين شخص مثل افرادى مثل ما است كه هم دل بدنيا دارند و هم گاهى براى تهجد و شبزندهدارى بپامىخيزند و گريه و زارى مىكنند و از خدا مىخواهند كه لذت مناجات را به آنها بچشاند، و قرآن را تلاوت مىكنند و در آيات آن تدبرى مىنمايند ولى با قلبى كه به محبت دنيا آلوده است و با چنين قلبى انتظار اين را دارند كه اسرار قرآن را درك كنند، اين يك آرزو است، ولى امكان هم دارد كه در اين بين نسيمى از نفحات پروردگار بر آنها وزيدن گيرد و آنها را به آرزويشان برساند.
غزالى مىگويد: نزد ارباب قلوب و مردمان صاحبدل معلوم است