اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٤٩٠ - در بيان مراتب عمل
دانسته و انجام مهماتم را از او مىطلبيدم، بگونهاى كه گويا از عذاب او ايمن، و از قصاص اين همه جرم و جنايت در امان هستم، انا للّه و انا إليه راجعون از اين معصيت، كه وزر و وبالش سنگين، و عقابش سخت و بزرگ است. اين چه بىحيائى، و چه فضاحت و چه رسوائى است، و واى از اين بىشرمى و بىوفائى كه هرگاه مرتكب گناهى شدم از كوچكترين افراد آن را پنهان داشتم، ولى ملاحظه حضور او را ننمودم در حالى كه مىدانستم او با من است.
او بلطف و بزرگوارى خود گناهان مرا پوشيده داشت و مرا رسوا نساخت، ولى باز مراعات اين ستر و پوشيده داشتن او ننمودم، اى واى از اين بىشرمى، با چه روئى مىخواهم او را ملاقات كنم، و با چه زبانى به مناجات و گفتگوى با او بنشينم، درحالىكه بسيار عهدها و سوگندها شكستم، و درحالىكه در گرداب گناه دست و پا مىزدم او را خواندم و او جوابم داد و باز درحالىكه او بىنياز از من بود مرا خواند ولى من او را اجابت ننمودم و رو سوى من آورد ولى من روى گردانيدم.
پس واى از اين بىحيائى، اين چه جرئتى بود كه كردم، و اين چه سرزنشى بود كه براى خود فراهم آوردم، پس بايد از اين رسوائى و فضاحت به خدا پناه برد. به عزت و جلالت سوگند اى مولا و آقاى من كه اگر مرا طاقت بر عذاب تو و قوتى در مقابل انتقام تو مىبود هرگز عفو و بخششت را خواستار نمىشدم بلكه عذاب و عقاب خود را مىطلبيدم كه چگونه پس از اين همه كرامات كه بر او ارزانى داشتى، باز معصيت تو نمود، و با اينكه تو رو سوى او نمودى، او اعراض نموده و پس از اين همه لطف از تو روى برگردانيد، منزه است اين پروردگار مهربان، و سبحان اللّه