اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٢٣٩ - فصل«در بيان خوف از سوء خاتمه كار انسان»
مرگ فرارسد و او به جدائى از اين دنيا كه محبوبش گشته يقين نمايد و خدا را باعث اين كار بداند، بيم اين مىرود كه محبت دنيا و ناراحتى جدائى و فراق او در باطنش اثر بگذارد و بر اين تقدير خداوندى، اعتراض كند و آن را انكار نمايد، و همان محبت ضعيفى كه از خدا در دل او بود ببغض و كينه بدل شود كه اگر در چنين حالى قبض روح شود در حالى مرده است كه دشمن خدا بوده است و چنين پايان كارى از آن اولى هم بدتر و بيچارهكنندهتر است.
و در مورد بعضى از معاصى مثل ترك فريضه حج آمده است كه مرتكب آن يا يهودى و يا نصرانى از اين دنيا مىرود و اين خاصيت آن عمل است.
و اما سبب سوء خاتمه كار انسان و بسته شدن پرونده عملش با فسق و گناه به اينست كه ايمان كسى قوى باشد ولى مرتكب گناه هم بشود و در پى شهوات و خواستههاى نفسانى هم باشد، همين امر سبب مىشود كه هنگام اضطراب روح و ضعف عقل، گناهان در نظر انسان مجسم شود و انسان در حال تمايل به گناه و رغبت به معصيت جانش گرفته شود كه همين ميل به گناه حجاب بين او و خدايش مىشود و مايه عذاب او مىگردد ولى عذابى كمتر از عذاب آن دسته اول، چنين كسى به اندازه غلبه ظلمت گناه بر سرّ قلبش عذاب مىشود و همين افراد هستند كه عفو و مغفرت الهى و شفاعت اولياء دين درباره آنها اميد مىرود.
و كسانى كه بسيار به ياد خدا و روز قيامت هستند و بر طاعت و بندگى خدا مواظبت دارند از اين خطر بدور هستند زيرا قلب در هنگام ضعف و ميلش بباطن آنچه كه ياد آن چيز در گذشته بر او غلبه داشته