اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ١٢٣ - فصل«در بيان لباس پوشيدن»
جنايات و گناهان خود را نسبت باين خداى بزرگ و مهربان در نظر آورد و از حكم عدل، و جلال او اندكى آگاه شود، خوف بر عقل او غلبه كند و در دلش اثر گذارد و بر حواس او غالب آيد و در نتيجه او باين مىرسد كه با گناه و معصيتى كه او دارد ممكن نيست كه در عالم مثل او يافت شود، و گاهى بر اثر حياء و شرمسارى از اعمال خود، از اين هم فراتر مىرود، و اگر علاوه بر خوف و شرمسارى، شوق و محبت هم بر او غالب شود از دو مرحله پيشين اثرش بيشتر خواهد بود، تا آنجا كه كارش به جائى مىرسد كه بر خلاف حس حكم مىكند و مردم چنين مىپندارند كه عقلش زايل گشته درحالىكه چنين نيست، بلكه چنين افرادى از مشاهده عظمت ذات اقدس حق بيمار گشتهاند، و شدت سلطان او عقل آنها را برده است، آنان را بيمار مىپندارند درحالىكه آنها را مرضى نيست بلكه از اولياء خدا هستند كه جز خدا فكر و ذكرى ندارند و جز ذات اقدس او به چيز ديگر نمىپردازند و همّ و مقصودى جز رضاى محبوبشان براى آنها نيست و به چيزى از دنيا و آخرت بجز او اعتنائى ندارند.
|
آنكس كه تورا شناخت جان را چه كند |
فرزند و عيال و خانمان را چه كند |
|
|
ديوانه كنى هر دو جهانش بخشى |
ديوانه تو هر دو جهان را چه كند |
|
مىگويم اى دريغ و آه از آنچه ما در آن هستيم و انا للّه و انا إليه- راجعون از غفلت و غرورى كه ما را در اين دنيا فرا گرفته و تأسف و حسرتى كه در آخرت نصيب ما خواهد شد، اين مصيبتى است بس بزرگ كه عقابى سخت در پى دارد.