اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ١٢٢ - فصل«در بيان لباس پوشيدن»
را بعيوب نفس و آفات عملش آگاه نمود و راههاى نفوذ شيطان را در وجود او به او نماياند چنين كسى بجاى عيبجوئى از ديگران به خود مشغول مىشود و تا آنجا پيش مىرود كه خود را از سوءرفتار و كردار از همه بدتر مىبيند و هر كه را غير خود ببيند متقىتر و بهتر از خود مىپندارد- و اين حال بهترين حالات بنده است بلكه در بعضى اخبار آمده كه اين صفت آخرين مرتبه از صفات حسنه و تمام امر است، و اگر تصور اين مطلب برايت مشكل باشد كه چگونه ممكن است كه مؤمن همه مردم را از خود بهتر بداند درحالىكه در بين مردم فساق و نابكارانى هستند كه از انجام هر گناه كبيرهاى علنا روى گردان نبوده و بهر معصيتى دست مىزنند و مسلما او از آنها متقىتر خواهد بود و اين امر احتمالش هم دشوار است تا چه رسد بقطع و يقين؟
مىگويم تصور اين حقيقت پس از تأمل در حال كسانى كه خوف و عشق و شوق بر دلهاى آنان غالب آمده بگونهاى كه قلب آنها را مالك گشته و بر درون و سر آنها تسلط يافته و آثارش در اعضاء و حواس آنها آشكار گشته است برايت ميسر خواهد شد، زيرا چنين افرادى را مىبينى كه بخلاف حس حكم مىكنند، آيا آن مثل معروف را نشنيدهاى كه «مار گزيده از ريسمان سفيد و سياه هم مىترسد» با اينكه يقين دارد كه ريسمان نمىتواند ضررى به كسى بزند، و آيا شرح حال كسانى كه شوق و محبت بر آنها غالب آمده نشنيدهاى كه چه بسا با آتش بدن آنها سوزانيده مىشود و آنها بخاطر غلبه لذت وصال احساس درد و رنج نمىكنند، مؤمن هم آنگاه كه عظمت مولايش بر او تجلى كند و مراتب عطوفت و مهربانى و عنايت حضرت حق تعالى بر او معلوم گردد و از طرف ديگر