اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٣٠٤ - و اما تفهم،
معناى آن عمل يا قول را از قلب خود بگذراند سپس بآن مشغول گردد، و از همه مهمتر اينكه در جميع حالات حضور ذات اقدس حق و علم او و جوابها و آنچه كه او با بنده خواهد نمود را در نظر داشته باشد و خود را در مرأى و منظر او ببيند و در انجام هر فعل و قولى اين امور را در نظر گيرد.
صورت دوم اينكه ريشه محبت دنيا و اشتغال بآن در وجود انسان قوى شده باشد بهطورىكه براى رفع اثر آن از مسكنها كارى بر نيايد، و شكى نيست كه اصل همه اين خطورات قلبى كه انسان را از ياد خدا بازميدارد و به خود مشغول مىدارد محبت بدنيا و اشتغال بآن است، آيا اين سخن معصوم ٧ را نشنيدهاى كه فرمود: هركس صبح كند درحالىكه بيشترين هم او در پى دنيا باشد خداوند مشغوليتى ملازم قلب او گرداند كه هيچگاه از آن فراغت نيابد و اندوهى نصيبش گرداند كه هيچگاه قطع نشود، و آرزويى براى او قرار دهد كه هيچگاه به آن نرسد، و او را دچار فقرى گرداند كه هرگز روى بىنيازى نبيند و او را با خدا كارى نباشد.
بلى، كسى كه همه هم و غمش در دنيا خلاصه شد پيوسته اين هم و غم در حال تزايد و افزونى است و از يك امر بامر ديگر يا امور ديگر منتقل مىشود، تا جائى كه همه قلب و جميع اوقاتش را اشتغال بدنيا فرا گيرد، به گونهاى كه حتى روز و شبش هم كفايت اين امر را نكند، و چنين كسى اگر بخواهد فكرش را متوجه امور اخروى كند هموم دنيا او را به افكار دنيوى كه دل بآن بسته جذب مىكند و اگر با قهر و غلبه بخواهد نفس خود را متوجه آخرت كند جذبه دنيا او را بسوى خود مىكشد، و