اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٢٨٠ - فصل«درباره نيت»
حسنى او پناه برد و از او خواست كه ما را از غائله وجوه غرور نجات دهد و گناهان ما را بحسنات مبدل سازد كه او ولى هر رغبت و ميل و منجى بندگان از ورطه هلاكت و نابودى است.
و اما اينكه فرموده: اخلاص، تصفيه و پالايش معانى تنزيه در توحيد است. اشاره باين حقيقت است كه اخلاص جز با كندن و بريدن از همه وجوه شرك براى انسان حاصل نمىشود و جز كسى كه به وحدانيت خدا در الوهيت و خداونديش به معناى واقعى كلمه توحيد، معتقد باشد به گونهاى كه اين اعتقاد، به اعمال و رفتارش هم سرايت كند و با تمام وجود، و در اعتقاد و عمل موحد باشد و در ملك خدا جز همان مالك حقيقى، مؤثرى نبيند، و هيچ ضرر و نفعى را جز از ناحيه ذات بارىتعالى نداند و چنين كسى چگونه مراد و مقصودى جز خدا برايش باقى خواهد بود زيرا انسان در حركات اختياريش، بسوى چيزى حركت مىكند كه آن را مايه سعادت و خير خود بداند، خواه اين سعادت و خير مربوط به زمان حال گردد چنانكه عامه مردم غالبا چنين هستند، و يا مربوط به آينده چنانكه رويه عقلا است، و اگر انسان به جائى رسيد كه در عالم وجود مؤثرى غير خدا نديد، مسلما رغبت و ترسى هم جز به خدا و از خدا براى او باقى نخواهد ماند و در زمره بندگان خدا در خواهد آمد، و شيطان را ديگر بر او سلطهاى نخواهد بود زيرا راه سيطره شيطان در باب اخلاص و شرك، تنها از طريق رغبت و ترس است و اگر انسان با گشودن باب توحيد، باب رغبت و ترس را سد نمود، بينى شيطان را به خاك ماليده و او را از خود محروم ساخته است.
اين مطالبى كه بيان شد راجع باصل اخلاص است، اما تفصيل