اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ١٥٨ - فصل«در اهتمام به اوقات شريفه»
آخرت، و ديگرى عدم اطمينان بنده بقبولى اعمال و سالم ماندن آنها از آفات تا هنگامى كه روز مزد و پاداش فرارسد، و سوم الفت قلب و نفس آدمى به اين دنيا و لذات آن، و عشق به شهوات و زينتهاى آن، و همين عشق و دلبستگى است كه عاقل را از تعقل در عواقب امور بازميدارد، و اجتماع همين امور نيز سبب مىشود كه مؤمن از تحصيل انوار جمعه سستى ورزد، و از كسب سعادات عاليه آن با بعضى از اعمال جزئى چشم بپوشد و الا چگونه مىشود تصور كرد كه مؤمنى معتقد باين باشد كه خدايش در هر شب جمعه از اول شب تا بآخر آن او را فرا مىخواند و مىگويد: آيا صاحب حاجتى هست كه مرا بخواند تا نيازش را برآورم، آيا گناهكارى هست كه از من طلب بخشش كند تا گناهانش را بيامرزم آيا كسى هست ... آيا كسى هست ... و تا صبح پيوسته اين ندا بلند است، و خدايش او را به خلوت و مناجات با خود مىخواند، و او را به انس گرفتن با خود دعوت مىكند و به او وعده داده كه اگر بگويد يا رب يا رب، جواب خواهد داد لبيك اى بنده من، آيا ممكن است كسى به همه اين امور معتقد باشد و باز تا صبح بخوابد، و پارهاى از شب را براى تحصيل بعضى از اين مراتب بپانخيزد، بجان خودم سوگند كه اين سستى و تنبلى جز بواسطه همان جهاتى كه ذكر شد نيست، و در حديث قدسى خطاب بموسى ابن- عمران «١» آمده است كه:
يا ابن عمران كذب من زعم انّه يحبّنى فاذا جنّه اللّيل نام عنّى ا ليس كلّ محبّ يحبّ خلوة حبيبه.
______________________________
(١) صاحب وسايل در كتاب جواهر السنية اين حديث را آورده است و مؤلف قسمتى از آن را در اينجا آورده است.