اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٦ - (مقدمه)
مىبينيم، و تازگى و طراوت و دلنشينى را در نوشتههاى اينان مشاهده مىكنيم، و اين جز همان اثر و خاصيت و ولايتى كه در بالا بدان اشاره شد و اينان بواسطه اطاعت و عبوديت پروردگار بدان دست يافتهاند نيست، و اين امر، پرتوى از همان ولايت مطلقهاى است كه بهر چه كه بگويد باش وجود مىيابد كه بر جان اينها تافته و سخنانشان رنگ خدائى به خود گرفته و تا عمق روح انسان نفوذ مىكند، و آدمى را منقلب مىسازد، و اينكه مىبينيم گاه انسان سخنان زيبا و نغز و مواعظ موزونى مىشنود، ولى اصلا اثرى در انسان بجاى نمىگذارد، و گاه با شنيدن يك جمله، طوفانى در وجود انسان بپامىشود، و به يكباره آدمى را منقلب مىسازد چيزى جز همين امر نيست.
كتاب شريف «اسرار الصلاة» هم از همين مقوله است و چون اثر خامه عارفى صاحبدل، و سالكى دلسوخته است حقا كه تا عمق روح انسان اثر مىكند و دل را مىلرزاند، و آدمى را بفكر عاقبت كارش مىاندازد، و انسان را مشتاق لقاء پروردگار و حضور در محضر حضرت ذو الجلال مىسازد، و چگونه چنين نباشد درحالىكه بنا بنقل حجة الاسلام حاج سيد احمد فهرى در مقدمه كتاب شريف رساله لقاء اللّه از مرحوم حجة الاسلام يزدى كه در بيرونى مرحوم ملكى مىنشست «آن مرحوم شبها كه براى تهجد برمىخاست مدتى در رختخواب ضمن اجراى دستورات و آداب برخاستن از خواب، از قبيل سجده و دعا، گريه مىكرد، سپس بصحن منزل مىآمد و به اطراف آسمان نگاه مىكرد، و آيات ان في خلق السموات و الارض ... را مىخواند و سر به ديوار مىگذاشت و مدتى گريه مىكرد، آنگاه براى وضو گرفتن آماده مىشد