اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٢٨ - فصل دوم در عبرت و تفكر در اين امر
پيدا نموده و يا با سنگ كه آلت دفع است براى آنچه كه انسان مىخواهد از خود دور كند موضع را پاك سازد، و با اين عمل، آدمى بر تطهير دل از رؤيت اسباب و مسببات تقويت مىشود چنانكه اين از فوائد وضوء نيز هست و همين تطهير دل از رؤيت اسباب و مسببات، عنوانى براى تطهير آن از همه پليدىها مىگردد، و باعث مىشود كه انسان از خود و مردم روى گردانيده و نزول سلطان قرب خداوندى را مشاهده كند.
مىگويم مرحوم قاضى سعيد در اين زمينه، نيكو سخن گفته، خدايش جزاى خير دهد، ولى اگر آنچه را كه در تأويل استجمار بيان داشته بدين صورت مىگفت كه بواسطه تواضعى كه براى آدمى از مس بدن با زمين پيدا مىشود و فناء انيّت او، نفس آدمى براى درك اين حقيقت كه طهارت از ذات ذو الجلال الهى است آماده مىشود، بهتر مىبود زيرا استجمار منحصر به سنگ نيست بلكه به مطلق زمين و آنچه كه از زمين خارج مىشود بحسب اختلاف فتاوى فقهاء صحيح است.
و اگر بنده خواست مراقبتش را در اين زمينه تمام كند در بعضى آداب ديگر مثل تقنع و پوشيدن روى و ذكر خدا تفكر كند زيرا پوشيدن روى در مستراح بر حسب آنچه روايت شده براى حياء از ملائكه است.
مرحوم مجلسى از «مجالس» و «مكارم» از وصيت پيامبر ٦ به ابى ذر نقل نموده كه آن حضرت فرمود: اى ابى ذر من از خدا حياء مىكنم و سوگند به آنكه جانم در يد قدرت اوست هنگامى كه بمستراح مىروم بخاطر حياء از دو ملكى كه با من هستند جامهام را بر صورتم مىافكنم. تا آنجا كه مىفرمايد: از خدا حياء كن حق حيا را.
و اگر انسان در اين حكم و در اين روايت فكر كند و حقيقت حياء