اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٢٣٥ - فصل«در بيان خوف از سوء خاتمه كار انسان»
كه اقتضاى بخشش بهشت و حور و قصور و ساير آثار خير را از ناحيه پروردگار به تو را داشته باشد همچنين عقاب عبارت از اينست كه خدا از عمل تو آتشى بيافريند كه تو بدان معذب باشى.
و تمام آنچه كه ما بيان داشتيم موافق با قواعد عدل بوده و با آنچه از سنت الهى در اين عالم و بعضى از عوالم نزديك بعالم حس جريان دارد و با آنچه كه از شرايع ساير عوالم بما رسيده مطابقت دارد و شايد بحكم شرع و عقل و بلكه از طريق كشف و شهود اين مسئله ايرادى نداشته باشد، و خلاصه كلام آنكه سوء خاتمه كار انسان جز اثر همان اعمال گذشته او چيز ديگرى نيست و اعمال انسان هم همان مقتضاى صفات ذاتى انسان است كه در اعضاء و جوارح بصورت اعمال جلوهگر مىشود تا حجت بالغه الهى در هنگام داورى كامل شود، و صفات جز بحكم آنچه كه ذات اقدس حق به حكمت و عدل و بخشش خويش بر ذوات ارزانى داشته، و هنگامى كه هر ذاتى بزبان حال استعدادش از او چيزى در خواست نموده به او بخشيده است چيز ديگرى نيست و معناى سخن محققين كه مىگويند ما از آن روز گذشته در هراس هستيم همين معنا است، بهعبارتديگر اينان مىگويند ما از آن روزى كه ذات اقدس حق ما را ايجاد نموده و زبان حال ما از خدا اين صفاتى را كه منشأ اعمال زشت گرديده طلب نمود و ميل بعالم طبيعت كرد و به زمين دل بست بهطورىكه ما را از لقاء پروردگارمان محجوب و از قرب و كرامت او دور ساخت و ما با قيد و بندهاى اين صفات زشت خود را در اين زندان عالم طبيعت، و در اين ظلمتكده به بند كشيديم در هراس هستيم و از آنچه در آن روز خود براى خويشتن خواستيم بيمناكيم.