اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ١٣٦ - فصل«در اهتمام به اوقات شريفه»
داد داخل شود، و آن باب عدم يأس و نااميدى از رحمت حضرت حق تعالى است پس سزاوار است كه بگويد: اى كسى كه به دشمنترين مخلوقاتت آنگاه كه از تو يارى طلبيد جواب دادى پس هم چنانكه جواب او گفتى مرا هم نااميد مساز و دعوتم را اجابت نما و اى كسى كه حاجت فرعون را برآوردى حاجت اين فرعون دومى بلكه اولى را هم برآور، و بعد به اجابت و قبول از ناحيه پروردگار و دستيابى به آنچه مراد و منظورش هست حسن ظن داشته باشد.
و در آنچه سيد جليل و معلم اهل مراقبت سيد ابن طاووس در كتاب اقبال در اين زمينه افاده نموده است بينديش او مىگويد: اى برادرى كه به اقبال مولايت رو نمودهاى ببين چگونه در پيشگاه او حاضر مىشوى و در عظمت و بزرگوارى آنكس كه بر تو روى نموده بينديش و دلت را از شواغلى كه بين تو و إحسان او حايل مىگردد پاكيزه گردان. تا اينكه مىگويد:
بدان كسانى كه در روز عيد به خدا روى مىآورند، روزى كه خداوند متعال آن را براى بندگانش عيد قرار داده و آن را روز گرفتن مزد و پاداش گردانيده و ببندگان خود امر نموده كه بسوى او خارج شوند و به پيشگاه او بار يابند، به چند دسته تقسيم مىشوند:
يك دسته كسانى هستند كه هيبت خداوند و جلالت و بزرگوارى او آنها را به خود مشغول داشته و ياد حضور در پيشگاه او و اجابت دعوت او عقل آنها را برده است اينان هم چون كسى هستند كه براى اولين بار بمحضر خليفه و يا سلطان عصر خويش فرا خوانده شود، چنين كسى پيوسته از ملاقات با سلطان احساس شرم و حياء مىكند و از اينكه مبادا در