اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٦٣ - در بيان اينكه توبه به منزله طهارت باطن انسان است
مىپندارند و بدين خاطر است كه به تحصيل توبه مىپردازند ولى هيچگاه بآن طرف قضيه توجه نمىكنند كه آنها جنايت و خطا مرتكب شده و خدا را بر آنها منت است كه آن گناه را پوشيده داشته و آنها را مهلت داده است و مىبايست از اين گستاخى توبه كنند: هم چنين وقتى كه بنده توبه را از حسنات خود دانست بر انجام آن براى خود نسبت به ذات اقدس حق حقى قائل شده و خود را طلبكار مىپندارد و از اينكه خدا توبهاش را بپذيرد و آثار گناهش را بزدايد خود را بىنياز تصور مىكند.
او مىگويد توبه اوساط و كسانى كه در مرتبه ميانه قرار گرفتهاند عبارت است از توبه از كم انگاشتن گناه كه آن عين جرأت و گستاخى است و از تدين به حميت، و خود را از بندگى خدا بريدن.
مىگويم مراد از «اوساط» كسانى هستند كه بر اثر مشاهده بعضى از حالات و شنيدن بعضى از آيات و روايات اعتقادى پيدا نموده ولى بمراد و مقصود اصلى آن دست نيافتهاند و مىپندارند كه آنها در افعال و كردار خود مجبورند و گناهانشان بحكم خدا و قضا و قدر الهى است و همين پندار موجب شده است كه آنها خود را بخاطر خطاهاى خود مستحق ملامت و سرزنش ندانند و به بعضى از دانستههاى خود مغرور گردند و در خطرى بزرگ كه از جهل عوام خطرناكتر است گرفتار آيند و اين عين جرأت و مبارزه است و علت گرفتارى در اين جهل منزه داشتن نفس خود از قبول نسبت اعمال و خطاهايش و ذلت اعتراف به آنها است، و اين حالت همان حال بريدگى از بندگى خدا است.
او مىگويد و توبه خواص توبه از ضايع ساختن وقت است كه اين امر موجب درك نقيصه و اطفاء و خاموش ساختن نور مراقبت و تيره