اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٣٢١ - اما تكبير نماز در آن مطالبى است
محجوب سازم، و سرور و شادمانى مناجاتم را به تو نچشانم، پس قلبت را در هنگام نماز در بوته آزمايش درآور اگر كه حلاوت ياد خدا را در آن يافتى و سرور و شادمانى در نفس خود مشاهده نمودى و قلبت از مناجات با او شادمان و از گفتگوى با او متلذذ بود بدانكه ذات اقدس حق در تكبيرت تورا تصديق نموده است، و الا اگر چنين نبود و سلب لذتى كه براى مناجات با خدا هست و حرمان و حلاوتى كه براى عبادت مىباشد در خود ديدى، اين امر دليل تكذيب تكبير تو از ناحيه ذات اقدس حق، و طرد و دور ساختن تو از باب او است.
مىگويم همين اندازه براى توجه به لزوم تحقق حقيقت تكبير كافى است و اگر خواستى حقيقت تكبير را دريابى به عرف و رفتار خودت در جامعه بنگر و ببين كه خودت از تكبير و بزرگ داشت خود از ناحيه فرزندان و خدمتگزاران خود چه چيز را ميزان قرار مىدهى و از آنها چه مىخواهى، و بدانكه هر بزرگى هر چند كه بتواند خود را از هر چيز و هر كسى بزرگتر بپندارد باز در مقابل كبرياء و بزرگى ذات ذو الجلال حقير و كوچك است پس بحكم عقل واجب است كه تكبيرت براى پروردگارت بقدر قدرت و استطاعتت باشد و تمام سعى و كوشش خود را در اين راه بكار گيرى و بعد بقصور و كوتاهى خود در اين زمينه معترف باشى، چرا كه حق تكبير او خارج از قدرت تو است.
و بهتر اينست كه انسان قصد و نيتش از تكبير، اين باشد كه ذات اقدس حق بزرگتر از اين است كه بوصف درآيد.
اين راجع به تكبير، اما دعاء اول: بحكم صدق و راستى لازم مىآيد كه بنده وقتى كه در نماز بزبان مىگويد: اللهم أنت الملك الحق.