اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٢٤٣ - فصل«در بيان رجاء و اميدوارى و حقيقت آن»
است چرا كه هركس اميد به چيزى داشته باشد در طلب او بر مىآيد.
صورت چهارم: موردى است كه اغلب اسباب پيدايش آن مطلوب موجود نباشد و دستيابى به بقيه اسباب هم خيلى دور بنمايد و او با علم باين مطلب باز در پى تحصيل مقدمات آن برآيد چنين كسى احمق است.
صورت پنجم: اينكه شرايط همان شرايط مورد چهارم باشد ولى او نداند و در پى تحصيل مقدمات آن برآيد كه اين نيز مثل صورت دوم تمنا و آرزو است.
صورت ششم: اينكه شرايط همان شرايط مورد چهارم باشد و او هم بداند و در پى تحصيل مقدمات آن هم بر نيايد و اميد به دستيابى آن را داشته باشد و اين غرور است.
و كسى كه از كيفيت اسباب حصول و دستيابى به چيزى بىخبر است و در پى تحصيل مقدمات آن برنمىآيد حال خواه بقيه اسباب حصول آن چيز دستيابى بآن نزديك باشد يا دور چنين كسى اگر ادعاى رجاء و اميدوارى كند رجاء اميدواريش دروغين و او در اين ادعا مغرور و فريب خورده است، و سر اينكه در صورت عدم اشتغال مكلف بتحصيل مقدماتى كه بدست او است رجاء و اميدواريش را غرور و حماقت ناميدهاند اين است كه رجاء صادق عبارت از عملى است كه سبب پيدايش صفتى شود كه آن صفت در انجام كار و عمل اثر بگذارد پس هرگاه آن علم آن صفت را از خود بر جاى نگذاشت رجاء بر آن اطلاق نمىشود، و اگر آن صفت پديد آمد ولى عملى كه موافق با آن صفت باشد به همراه نداشت وجودش مثل عدم آن خواهد بود. و لذا گفته مىشود