اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ١٥٤ - فصل«در اهتمام به اوقات شريفه»
بينديشد صبر و استقامت آن حضرت را در تحمل اين مصيبتها خارقالعاده مىيابد و لذا ملائكه آسمانها از صبر و پايدارى آن امام تعجب كردند، زيرا بدن هر چه هم كه قوى باشد نمىتواند آنچه را كه بر بدن آن بزرگوار رسيد تحمل كند، و دل را ياراى آنچه بر قلب آن عزيز رسيد نيست، و بدن و قلب از بعضى از آنچه بر آن حضرت گذشت مىميرد و با مرگ از تحمل سختيها راحت مىشود، ولى آن بزرگوار زنده بود و شدائدى را كه هر كدامش باعث مرگ انسان است تحمل نمود، بگونهاى كه مىتوان گفت آن بزرگوار هفتاد مرتبه و بلكه بيشتر كشته شد.
ازاينرو روز عاشورا را نمىتوان با غير آن مقايسه نمود و لذا بر دوستان و مواليان آن بزرگوار است كه در اين ايام حالش بگونهاى باشد كه با ايامى كه مصيبتى به خود آنها مىرسد شبيه باشد، و در اين راه به خانواده آن بزرگوار اقتدا كند و خود را شبيه آنها گرداند، آيا نشنيدهاى كه بنى هاشم تا پنج سال پس از شهادت آن امام چه كردند؟ [١] آيا مصيبت رباب [٢] همسر آن حضرت را در عزاى آن بزرگوار
______________________________
[١] محدث قمى در نفس المهموم از امام صادق (ع) روايت نموده كه آن حضرت فرمود: هيچ زنى از بنى هاشم چشمش را سرمه نكرد، و خضاب ننمود، و در خانهاى از خانههاى آنها دودى بلند نشد، تا اينكه عبيد اللّه لعنة اللّه كشته شد.
[٢]- رباب، دختر امرؤ القيس، و مادر سكينه است، در ميان خاندان امام به اسارت به شام رفت و سپس به مدينه بازگشت، اشراف قريش از او خواستگارى نمودند ولى او گفت: من پس از رسول خدا ٦ پدرشوهرى نمىخواهم.
و يك سال پس از واقعه عاشورا زنده بود و در اين مدت مدام زير آسمان بود و سقفى بر او سايه نيفكند تا اينكه بيمار شد و از دنيا رفت، و در مجلس ابن زياد براى اين بانو داستانى است كه دل را آتش مىزند.