اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٥٦ - در بيان اينكه توبه به منزله طهارت باطن انسان است
پروردگار پاكيزه مىسازد، و اما اينكه وضوء بر صورت و دستها و سر و پاها واجب گشته بدان خاطر است كه اين اعضاء در نماز بكار گرفته مىشود، با صورت سجده مىكند و خضوع مىنمايد و با دست از ذات ذو الجلال سؤال مىكند و در رحمت و معرفت او رغبت مىنمايد و با سر در ركوع و سجود به خدا رو مىآورد و با پاها برمىخيزد و مىنشيند.
انسان عاقل پس از اينكه حكم شريعت را در مورد طهارت مكان نمازگزار و جامه و ظاهر بدن او دانست، با اينكه نسبت اينها با حقيقت آدمى نسبت پوست به مغز است، سزاوار است كه از تطهير لب و حقيقت خود كه همان قلبش باشد غافل نماند و در تطهير دل بيشتر از غير آن بكوشد، چرا كه دل نظرگاه حضرت ذو الجلال است و تطهير دل جز با توبه نصوح امكانپذير نيست و تطهير باطن بسته بآن است، آيا نشنيدى قول امام صادق ٧ را كه فرمود: «و با يقين و تقوى قلبت را پاكيزه ساز» چرا كه ثمره يقين تقوى است و تقوى جز با توبه تحقق نمىيابد.
[در بيان اينكه توبه به منزله طهارت باطن انسان است]
و اگر اين مقدمه را پذيرفتى پس بدانكه توبه از طهارت ظاهرى در نماز مهمتر است، و لذا لازم است كه از حقيقت توبه آگاه شوى.
حقيقت توبه عبارت از اينست كه بنده از غير خدا به خدا بازگردد و اگر خواستى بگو بازگشت از ظلمت بسوى نور و يا از جهل به علم و يا از شقاوت به سعادت و يا بگو از معصيت به طاعت.
و كمال توبه از علم و حال و عمل حاصل مىشود، و از مجموع اين سه امر كامل مىگردد زيرا هريك از اين سه امر مطلوب مستقلى است و اضداد آنها غير مطلوب و رجوع از اين اضداد را توبه گويند.
اما علم اجمالش آنكه بحالتى كه در آن است و موجب شقاوت