اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٤١٨ - و اما تكبير ركوع،
مطلب ديگر در اين باب اينكه تسبيح خداى متعال، عبارت از قضيه صفات جلال سلبى خداوند است، و اصل صفات جلال سلبى او، به سلب حدود، و سلب حدود به سلب سلوب بازمىگردد، و سلب سلوب در ذات اقدس حق جز سعه وجود چيز ديگرى نيست، اين بخلاف تنزيه ممكنات است زيرا سلبى كه بمخلوقات نسبت داده مىشود به سلب وجوداتى كه از حدود وجودات آن انتزاع شده نه از وجودات آن، مىباشد. پس تسبيح خداى متعال بهمان صفاتى است كه با آن حمد و ستايش مىشود و لذا در اغلب موارد، تسبيح او با حمد مقرون مىگردد، چنانكه در ذكر ركوع و سجود چنين است، و در قرآن هم مىخوانيم:
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ.** و حقيقت تنزيه ذات اقدس حق به اينست كه بنده قلبا به سلب نقايص بجميع وجوه آن از ذات بارىتعالى معتقد باشد، و جوارح و اعضائش هم به مقتضاى اين اعتقاد عمل كند، و مقتضاى چنين عقيدهاى اينست كه بنده در اغلب صفات حسنه، از اخلاص، و صدق و توكل و تسليم و رضا و توحيد و ديگر صفات نيك به مرتبه كمال رسد، زيرا بنده اگر بكمال حضرت حق در جميع وجوه معتقد باشد بناچار معتقد خواهد بود كه هيچ نفع و ضررى از ناحيه غير او نيست، و لذا ديگر در افعال و اعمال خود، غير خدا را هرگز در نظر نخواهد داشت، و اخلاص و صدق چيزى جز اين نيست، و هرگاه بعلم خداى متعال بصلاح نفس خود، و عنايت خداوند در حق او، و قدرت كامله بارىتعالى بر اصلاح امور او معتقد بود توكل و تسليم و رضا فراهم مىآيد و هرگاه كه بكمال او از حيث اينكه نياز به شريكى ندارد، و در وهم و عقل و وجود به تقسيم و تجزيه در نمىآيد معتقد بود توحيد بآن دو معنائى كه نسبت بذات